Level 24 Level 26
Level 25

961 - 1000


40 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
interact
تعامل داشتن - عمل متقابل -
interchange
مبادله کردن - باهم تعویض کردن -
interdisciplinary
بین رشته ای - میان رشته‌ ای - بین علوم مختلف
interfere
تداخل کردن - مداخله کردن - دخالت کردن
interim
موقت - موقت - بینابین
interlacing
درهم بافتن - در هم آمیختن - بهم پیچیدن
interleave
برگ سفید لای صفحات کتابی گذاشتن - در میان چیزی جا دادن - جاگذاری
intermeddle
تداخل کردن - مداخله کردن - دخالت کردن
intermediary
وساطت - مداخله - واسطه
intermit
قطع کردن - تعطیل کردن - موقتا تعطیل کردن
intermittent
متناوب - نوبتی - بینابین
intersect
قطع کردن - از وسط قطع کردن - تقسیم کردن
intervene
تداخل کردن - مداخله کردن - دخالت کردن
intertwine
درهم بافتن - بهم تابیدن - بهم پیچیدن
intestine
روده - -
intimidate
ترساندن - تهدید کردن - مرعوب کردن
intrepid
دلیر - شجاع - با جرات
intricate
پیچیده - بغرنج - تودرتو
intrinsic
ذاتی - اصلی - طبیعی
introduce
معرفی کردن - مقدمه چینی کردن - مطرح کردن
intrusion
نفوذ - تجاوز - تعدی
intuit
درک کردن - آگاه کردن - تعلیم دادن
intuition
بینش - بصیرت - درک
inundate
اشباع کردن - پرآب کردن -
inveigle
از راه بدر بردن - فریب دادن - گمراه کردن
invent
اختراع کردن - ساختن - تاسیس کردن
inventory
فهرست کالا - موجودی - دفتر دارایی
invest
سرمایه گذاری کردن - منصوب کردن - اعطا کردن
involuntary
غیر ارادی - غیر عمدی - بی اختیار
irate
خشمگین - خشمناک -
ireful
خشمگین - خشمناک -
irk
خسته شدن - فرسوده شدن - بیزار شدن
irksome
خسته کننده - کسل کننده -
ironic
کنایه دار - طعنه آمیز -
irrelevant
غیر مرتبط - بی ربط - نا مربوط
irrespective
بدون مراعات - بی احترام - بی ادب
irritable
تحریک پذیر - زود رنج - تند مزاج
irritate
خشمگین کردن - عصبانی کردن - تحریک کردن
itinerary
برنامه سفر - سفرنامه -
itinerate
گردش کردن - سیار بودن - در سفر بودن