Level 21 Level 23
Level 22

841 - 880


40 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
idiom
اصطلاح - لهجه - شیوه
idle
بیکار شدن - بیهوده - بی اساس
idol
بت - صنم -
ignite
آتش زدن - مشتعل ساختن - روشن کردن
illegal
غیر قانونی - غیر مجاز - حرام
illicit
غیر قانونی - غیر مجاز - قاچاق
illiterate
بی سواد - درس نخوانده - عامی
illuminate
روشن کردن - چراغانی کردن - درخشان ساختن
illusion
وهم - فریب - حیله
illusive
غیر واقعی - گمراه کننده - وهمی
illustrate
توضیح دادن - شرح دادن - با مثال توضیح دادن
imbibe
جذب کردن - فرو بردن - نوشیدن
imitate
تقلید کردن - پروی کردن - تقلید صدا
imitation
تقلید - بدلی - جعلی
immediately
بلافاصله - فورا - به سرعت
immense
عظیم - وسیع - ممتاز
immigrate
مهاجرت کردن - کوچ کردن - میهن گزیدن
imminent
قریب الوقوع - نزدیک - حتمی
immoderate
بی اندازه - بیش از حد - بی اعتدال
impair
مختل کردن - آسیب زدن - خراب کردن
impasse
بن بست - تنگنا - گیر
impeccable
بی عیب و نقص - بی گناه - معصوم
impede
مانع شدن - مانع - جلوگیری کردن
imperfect
ناقص - ناتمام - ناکامل
impetus
انگیزه - عزم - مشوق
implicate
گرفتار کردن - دلالت کردن - مستلزم کردن
implication
مفهوم - اشاره - دلالت
implicit
ضمنی - تلویحی - التزامی
imply
مفهوم رساندن - دلالت کردن - ایجاب کردن
impolitic
بی جا - بی مصلحت - ناصحیح
impress
تاثیر گذاشتن - تحت تاثیر قرار دادن - اثر
imprison
حبس کردن - زندانی کردن -
improbable
غیر محتمل - ناممکن - ناشدنی
improve
اصلاح کردن - بهتر کردن -
improvise
بداهه نوازی - بداهه ساختن - تعبیه کردن
imprudent
بی احتیاط - بی تدبیر - بی فکر
inadvertent
غیر عمدی - سهوی - بی ملاحظه
incarcerate
حبس کردن - زندانی کردن -
incense
تحریک کردن - تهییج کردن - خشمگین کردن
incentive
انگیزه - محرک - مشوق