Level 1
Level 2

Advance


734 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
Concussion
صدمه، ضربه سخت
Funeral
مراسم دفن
Fury
غضب، آشوب، اضطراب، شدت
Incarcerate
زنداني کردن
Noose
کمند، در دام انداختن
Rash
تند، عجول، بي احتياط
Regiment
دسته دسته کردن، تنظيم کردن
Rescind
باطل ساختن، لغو
Sarcastic
طعنه آميز، نيشدار
Scrutiny
بررسي دقيق، رسيدگي، تحقيق
Shrill
تيز، روشن، جيغ کشيدن
Swamp
پر آب شدن
Teem
فراوان بودن
Attendance
حضور، توجه، مراقبت
Malicious
بر انديش، از روي بدخواهي
Cursory
سرسري، با سرعت و بي دقت
Bribery
رشوه
Gorge
گلو، شکم، زياد خوردن
Decadent
منحط، رو بفساد رونده
Devious
منحرف، گمراه
Cunning
زيرک، مکار، حيله گري
Deceptive
فريبنده
Coercion
اجبار
Duress
سختي، اجبار
Sermon
موعظه، خطبه، اندرز گفتن
Stray
سرگردان، آواره کردن، گمراه شدن
Wound
پيچيده شدن، زخمي کردن، پيچانده
Riot
غوغا، اغتشاش، شورش کردن
Sweep
پيچ و خم، رفت و برگشت
Preoccupied
گرفتار، پر مشغله، شيفته
Municipal
شهري، وابسته به شهرداري
Corpulent
فربه، جسيم
Complacent
ازخود راضي
Porch
ايوان، دالان
Habilitate
شايستگي داشتن، مجهز کردن
Velvet
نرم، مخملي
Sofa
مبل فنري
Chubby
چاق، پهن رخسار
Mound
برآمدگي، تپه
Annihilation
نابودي، فنا
Swindle
گول زدن، فريب، کلاهبرداري
Calamity
بلا، بيچارگي، فاجعه
Brainchild
تصوري، خيالي
Henchman
پيرو، نوکر
Slaughter
خونريزي، کشتار کردن
Skeptic
شکاک، مشکوک
Ally
پيوستن، متحد کردن، دوست
Cattle
احشام، گله کاو
Parasol
سايبان، پتر آفتابي
Downpour
بارندگي زياد
Fleet
ناوگان، تند رفتن
Ditch
راه آب، گودال کندن
Hook
بدان انداختن، قلاب
Kinsman
خويشاوند (مذکر)
Amend
اصلاح کردن، بهبودي، تغيير
Ponder
سنجيدن، انديشه کردن
Drastic
موثر، قوي، جدي
Wharf
بار انداز، محکم مهار کردن
Heave
اتداختن، برآمدگي، کشيدن
Ridicule
استهزا، دست انداختن
Ballot
راي مخفي، قرعه کشيدن
Jewish
يهودي = jew
Constitution
اساسنامه، تاسيس
Notorious
بدنام، رسوا
Starve
گرسنگي
Jeopardize
بخطر انداختن
Lawn
محوطه چمن
Overeat
پر خوردن
Tribe
تبار، قبيله
Torture
شکنجه، عذاب دادن
Forgery
جعل اسناد، سندسازي
Afresh
از نو، دوباره
Obedient
فرمانبردار، مطيع، رام
Clown
مسخره، دلقک
Tumult
هنگامه، غوغا، اغتشاش کردن
Uproar
شورش، همهمه، غوغا
Disorder
بي نظمي، اختلال
Generous
بخشنده، زياد
Dejected
افسرده
Literature
ادبيات
Recede
کنار کشيدن، خودداري کردن
Vandal
خرابگر
Withdraw
برداشتن، پس زدن، ترک کردن
Beard
خوشه، ريش دار کردن
Chin
چانه
Howl
فرياد زدن، عزاداري کردن
Kneel
زانو زدن
Summon
احضار کردن، فراخواني، دعوت
Wilfull
عمدي، ارادي
Rip
گرداب، شکافتن
Drought
خشکي
Grumble
غرغر کردن
Squander
تلف کردن، ولخرجي
Abide
ايستادگي کردن، منتظر شدن، وفا کردن
Fraternity
برادري، صنف، اتحاديه
Tide
جذر و مد، اتفاق افتادن
Drench
خيساندن، نوشانيدن، آب دادن
Courteous
مودب، فروتن، مودبانه
Unintentional
غير عمدي
Assure
اطمينان دادن، بيمه کردن
Arrest
توقيف کردن، جلوگيري کردن
Invade
تهاجم کردن، حمله
Peg
ميخ زدن، تعيين حدود کردن
Mob
انبوه مردم، ازدحام کردن
Lava
گدازه، مواد مذاب
Tyrant
حاکم ستمگر
Debtor
مديون، بدهکار
Testify
تصديق کردن، شهادت دادن
Legible
خوانا، روشن
Clergy
مرد روحاني
Customary
عادي، مرسوم، متعارف
Dig
حفر کردن، فرو کردن
Scald
سوختگي، تاول زدن
Unearth
از زير خاک بيرون آوردن
Witch
ساحره، افسون کردن، مجذوب کردن
Superstition
موهوم پرستي، خرافات
Peril
خطر جدي، مسئوليت
Assassinate
بقتل رساندن، ترور کردن
Stoutness
گردن کلفتي
Ailment
بيماري مزمن، درد و ناراحتي
Din
صداي بلند، غوغا
Dwindle
تحليل رفتن، کم شدن تدريجي
Invasion
تاراج، تجاوز، تهاجم
Rebel
شورش کردن، ياغي
Wade
به آب زدن، به سختي رفتن
Heir
جانشين، ارث بردن، جانشن شدن
Throne
تخت شاهي
Dignify
تکريم کردن
Coincide
همزمان بودن، منطبق شدن
Auditorium
نالار کنفرانس
Therapy
درمان، معالجه
Shrink
آب رفتن، چروک شدن
Furious
خشمناک، متعصب
Surplus
اضافي، زيادي
Traitor
خائن
Betray
لو دادن، تسليم کردن
Sneer
استهزا، نيشخند
Accused
متهم
Eulogy
ستايش، تشويق، مداحي
Connive
چشم پوشي کردن، تجاهل
Fallacious
غلط، سفسته آميز
Dam
سد، مانع شدن، محدود کردن
Exacerbate
تشديد کردن، بدتر کردن، برانگيختن
Inaugurate
گشودن، افتتاح کردن
Farcus
تقليد، مسخرگي، کار بيهوده
Cliche
کلمه مبتذل
Belligerent
جنگجو
Avid
حريص، مشتاق، متمايل
Agnostic
عرفاي منکر وجود خدا = atheist
Philanthropy
بشر دوستي
Benign
مهربان، بي خطر
Virulent
زهرآگين، بدخيم
Bizare
عجيب، خيالي
Placid
آرام، راحت، متين
Coax
نوازش کردن، ريشخند کردن
Persuade
وادار کردن، ترغيب کردن
Flattery
چاپلوسي، تملق
Covert
نهان، پناهگاه
Coere
بزور وادار کردن
Conspire
توطئه کردن، هم پيماني
Clandestine
مخفي، غير مشروع
Corrosive
خورنده، فاسد کننده
Cajoleole
گول زدن، چاپلوسي
Persuasion
تشويق، تحريک، متقاعد سازي، اطمينان
Condone
اغماض، بخشيدن
Overlook
مسلط بودن، چشم انداز، چشم پوشي کردن
Spike
ميخ، ميخکوب کردن
Digress
پرت شدن (از موضوع)، گريز زدن
Culpable
مقصر، مجرم
Bump
دست انداز، برآمدگي
Caustic
نيشدار، سوزش آور، تند
Snap
گسيختن، قاپيدن، عجله
Stare
خيره شدن
Viva
زنده باد!
Furtive
دزدکي، مخفي، رمزي
Creak
شکايت کردن
Concure
موافقت کردن، هم راي بودن
Whip
شلاق زدن، تازيانه
Odious
نفرت انگيز
Obligate
ضامن سپردن، متعهد شدن
Perjury
سوگند شکني، گواهي دروغ
Penitent
توبه کار، نادم
Paucity
معدود، کميابي، ندرت
Parsimonious
صرفه جو
Irritate
عصباني کردن، رنجاندن
Coerce
بزور وادار کردن، ناگزير کردن
Mundane
دنيوي، خاکي
Cop
پليس، پاسبان
Coup
برهم زدن، کودتا
Dearth
کميابي و گراني، کمبود
Debris
خرده، باقي مانده، آوار
Discern
تشخيص دادن
Adroit
زرنگ، ماهر
Malevolent
نحس، بدخواه
Chagrin
غم و غصه، آزرده کردن
Myraid
هزارها بيشمار
Testimony
گواهي، مردک، دليل، اظهار
Recipe
دستورالعمل، دستور آشپزي
Cosmetic
فن آرايش و تضمين
Lucrative
سودمند، موفق
Lucid
شفاف، واضح، سالم
Nemesis
انتقام، قصاص
Portray
تصوير کشيدن، مجسم کردن
Nomad
چادر نشين، صحرا نشين
Orphan
يتيم، يتيم کردن
Bully
پهلوان، تحکيم کردن، کلفت، گوشت
Morbid
ناسالم، مريض، وحشت آور
Gruesome
مخوف، نفرت انگيز
Acme
اوج، نقطه کمال، بحران
Exult
شادي کردن، جست و خيز
Nefurious
زشت، نابکار، ناهنجار
Ludicrous
خنده آور، چرند
Whelm
غرق کردن، احاطه کردن
Usurp
ربودن، غضب کردن
Venom
زهر، مسموم کردن
Vigil
احيا، دعاي شب
Abate
فروکش کردن، تخفيف دادن، تنزل
Confer
مشورت کردن، مراجعه کردن، اعطا کردن
Acclimate
مانوس شدن
Dupe
ساده لوح
Prolific
حاصلخيز، نيرومند، فراوان
Siege
احاطه، محاصره کردن
Prognosticate
پيش بيني کردن، تشخيص مرض قلبي
Falsify
تحريف کردن، باطل ساختن
Potpourri
مخلوط، درهم و برهم، عطر گل
Plausible
باورکردني، محتمل
Phlegmatic
خونسرد و بي رگ
Plagiarize
سرقت آثار ادبي از ديگران
Abrupt
پرتگاه، ناگهاني، درشت، جدا کردن
Inane
تهي، احمق، فضاي نا محدود
Elapse
گذشتن، سپري شدن، سقوط
Forfeit
جريمه، خطا کردن، هدر کردن
Frugel
صرفه جو، مقتصد
Harass
خسته کردن، اذيت کردن
Hoard
اندوخته، ذخيره کردن
Lethal
مهلک، مرگ آور
Lax
لخت، شل، رها کردن
Rue
پشيماني، دلسوزي کردن، افسوس خوردن
Indispensable
واجب، ناگزير، ضروري
Senile
پير، سالخورده
Hoax
گول زدن، دست انداختن
Naive
ساده، بي تجربه
Phlegm
خونسردي، سستي
Puny
کوچک، ضعيف
Quell
سرکوب کردن، تسکين دادن
Superintend
رياست کردن، نظارت کردن
Dissent
جدا شدن، اختلاف عقيده داشتن
Laud
ستايش کردن، تمجيد
Alleviate
آرام کردن، کم کردن
Impasse
تنگنا، بن بست
Recite
از بر خواندن
Gesticulate
با سر و دست اشاره کردن
Affluent
فراوان
Provoke
تحريک کردن، خشمگين کردن
Impeccable
بي عيب و نقص
Inundate
اشباع کردن
Imbibe
نوشيدن، فرو بردن
Altercate
ستيزه کردن، مشاجره کردن
Cite
ذکر کردن، گفتن
Intervene
مداخله کردن
Antithesis
تضاد، تناقص
Fatalism
اعتقاد به سرنوشت
Pensive
متفکر، محزون
Stitch
بخيه زدن
Incompetent
نا مناسب
Pier
حرز، ستون، اسکله
Innocuous
بي ضرر
Insolent
گستاخ، جسور
Arrogant
متکبر، گستاخ
Haughty
مغرور
Chop
بريدن، جدا کردن
Maneuver
مانور
Parish
بخش، شهر، اهل محله
Inept
بي عرضه، بي معني، نادان
Indolent
سست، تنبل
Incriminate
گرفتار کردن، تهمت زدن
Incumbent on/upon
متصدي، ناگزير
Indigent
تهي دست
Handicap
آوانس، امتياز داد، مانع
Tact
عقل، ملاحظه، مهارت، سليقه
Keen
تيز کردن، شديد بودن، نوحه سرائي، باهوش، مشتاق
Knight
سلحشور، قهرمان، نجيب زاده
Vacant
خالي، بيکار، اشغال نشده
Bachelor
ليسانسه، مهندس، مجرد
Accustom
عادت دادت، آشنا کردن، معتاد ساختن
Contest
مشاجره، رقابت
Gallant
دلاور، شجاع
Cloak
ردا، پنهان کردن
Muddy
گل آلود، گلي کردن
Cot
تختخواب سفري، رختخواب بچگانه
Gest
حرکت، هم صحبت، رفتار، قيافه، اشاره
Upbringing
تربيت، پرورش
Anecdote
حکايت، قصه، ضرب المثل
Loaf
کله قند، وقت تلف کردن، ولگردي
March
سير و روش، پيشروي، راهپيمائي کردن
Shrub
بوته
Puddle
گودال، دست انداز، گل آلود کردن
Prohibit
منع کردن، نهي
Flabby
سست، شل و ول
Absurd
پوچ، ناپسند، مضحک
Costume
لباس
Mediation
ميانجيگري، وساطت
Bandit
سارق مسلح، راهزن
Altogether
روي هم رفته، کاملا، منصفا
Abolish
برانداختن، منسوخ کردن
Frank
رک گو، نيرومند، معاف کردن
Soap
صابون، صابون زدن
Muff
دست پوش، ناشي، خيطي بالا آوردن
Fume
دود، بخار، دود دادن، با غضب حرف زدن
Sergeant
گروهبان، مامور اجرا
Medieval
قرون وسطي
Meteor
شهاب سنگ
Aqueous
آبدار
Halo
هاله، حلقه نور
Ponderous
وزين، خيلي کودن
Mere
مرداب، خالي، انحصاري، تنها
Beau
جوان شيک
Butler
ناظر، پيشخدمت سفره، آبدارچي
Breeze
نسيم، باد ملايم
Villain
ناکس، پست، بد ذات
Mist
مه، غبار، ابهام
Immoderate
بي اعتدال، زياد
Exorbitant
گزاف
Cellar
زيرزمين، انبار
Dine
ناهار خوردن، شام دادن
Leftover
بقايا، پس مانده
Flour
آرد، پودر شدن
Hoop
حلقه، تسمه، احاطه کردن
Scissor
برش، تقسيم، اختلاف
Vanish
ناپديد شدن، به صفر رسيدن
Beforehand
پيشاپيش، قبلا، آماده
Extravagance
افراط
Fortify
نيرومند کردن، تقويت کردن
Spotlight
نور افکن
Vacate
تعطيل کردن، تهي کردن
Weed
علف هرزه، پوشاک
Maid
دختر، پيشخدمت
Corpse
جسد، لاشه
Conceal
پنهان کردن
Recline
خم شدن، تکيه کردن، سرازير کردن
Hereby
بدينوسيله
Adventure
سرگذشت، حادثه، در معرض خطر بودن
Lay
خواباندن، دفن کردن
Slum
محله کثيف، خيابان پر جمعيت
Contrary
مخالف، معکوس
Shriek
جيغ زدن، فرياد
Contraband
قاچاق، کالاي قاچاق
Sinister
گمراه کننده، خطا، فاسد، شيطاني
Wager
شرط بندي کننده
Janitor
دربان، سرايدار
Evidence
گواه، مدرک، شهادت دادن، ثابت کردن
Cemetery
قبرستان
Prominent
برجسته، والا
Scarce
کمياب، ندرتا
Dense
متراکم، احمق
Frigid
بسيار سرد، منجمد
Marvelous
عجيب، جالب
Temper
درست ساختن، ملايم کردن، حالت، خو
Steak
باريکه گوشت کبابي
Comic strip
کارتون، فيلم هاي نقاشي شده
Swell
تورم، باد کردن، برجسته، شيک
Turf
چمن
Salute
سلام، احترام نظامي
Surpass
پيش افتادن از، بهتر بودن از
Miserable
بدبخت
Worthy
سزاوار، شايسته
Vicious
بدکار، نادرست
Approve
تصويب کردن، آزمايش کردن
Moisten
نمدار کردن، مرطوب شدن
Toothpick
خلال دندان
Addict
اعتياد ادن، خو دادن، موتاد
Wary
محتاط، هشيار
Harsh
تند، درشت، زننده، خشن
Vicinity
نزديکي، حومه، همسايگي
Torn
پاره شده (اسم مفعول tear)
Ghost
روح، شبح
Overthrow
بهم زدن، منقرض کردن
Pretend
وانمود کردن
Denounce
عليه کسي حرف زدن
Outfield
بيرون از محيط
Bulky
بزرگ، جسيم
Consent
موافقت، راضي شدن
Revive
زنده شدن، نيروي تازه دادن، بهوش آمدن
Brawl
داد و بيداد، سر و صدا کردن، جنجال
Spoil
غنيمت، تباهي، فاسد کردن
Lap
دامن، لباس، تا کردن، پيچيدن، با صدا خوردن
Gleam
نور ضعيف، سوسو زدن
Hazy
مه دار، مبهم، گيج
Brute
حيوان صفت، بي رحم
Bewilder
گيج کردن، گم کردن
Swing
تاب خوردن، نوسان
Whirl
چرخانيدن، گردش
Inhale
تنفس، استشمام کردن
Misty
مبهم
Tendency
گرايش، تمايل، استعداد
Horrible
مخوف، ترسناک
Mediocre
حد وسط، متوسط
Arouse
بيدار کردن، تحريک کردن
Boredom
خستگي
Banish
دور کردن، تبعيد، اخراج
Onlooker
ناظر، مراقب، تماشاچي
Pony
اسب کوچک، پرداختن، خلاصه اخبار
Barrel
بشکه، در خمره ريختن
Underestimate
دست کم گرفتن
Diver
غواص
Crop
محصول، حاصل دادن
Masculine
مردانه
Giant
غول، قوي هيکل
Squad
گروه، جوخه
Jockey
اسب سوار حرفه اي، نيرنگ زدن
Juggle
شعبده، حقه بازي، چشم بندي
Mustache
سبيل
Pro
موافق، حرفه اي، براي
Condemn
محکوم کردن، محکوم شدن
Sweat
عرق، عرق کردن، مشقت کشيدن
Deduce
استنباط کردن، کم کردن
Puppet
عروسک خيمه شب بازي، دست نشانده
Nimble
چابک، تردست
Horrid
ترسناک، نفرت انگيز
Rave
ديوانه شدن، غوغا
Undergo
تحمل کردن، دستخوش چيزي شدن
Overstate
اغراق گفتن، گزافه گوئي
Lunge
حمله ناگهاني، خيز
Wreck
خرابي، خسارت وارد آوردن
Torrent
سيل، جريان شديد
Gloom
تاريکي، دلتنگ بودن، افسردگي
Gang
دسته، جمعيت، سفر کردن، جمعيت تشکل دادن
Molest
آزار رساندن، معترض شدن، تجاوز
Crew
خدمه کشتي، کارکنان هواپيما
Resent
رنجيدن از، اظهار تنفر از
Violent
تند، سخت، قاهرانه
Stubborn
سمج، خودسر، کله شق
Bold
شجاع، خشن
Statue
تنديس، پيکرسازي
Claw
پنجه، چنگ زدن
Detour
انحراف
Collide
تصادف کردن، برخورد
Ambuscade
سرپناه، دام، کمين گاه
Wretch
بدبخت، بي وجدان، پست
Rancher
دامدار
Horn
شاخ، شيپور، نوک
Frown
اخم کردن
Baffle
سپر، دستپاچه کردن
Obedience
فرمانبرداري، اطاعت
Delegate
نمايندگي دادن، وکيل
Constitute
تشکيل دادن، تاسيس کردن، ترکيب کردن
Entrust
واگذار کردن، به امانت سپردن
Attorn
اجاره داري کردن
Intrepid
شجاع
Vermin
جانوران موذي، حشرات موذي
Dragnet
تور يا دام ماهيگيري
Audacious
بي پروا، بيشرم
Resolute
ثابت قدم، تصويب کردن، ثابت
Daunt
رام کردن، ترساندن
Owe
بدهکار بودن
Invastion
تاخت و تاز، هجوم، تعرض
Paratrooper
سرباز چترباز
Gore
سوراخ کردن، خون
Spence
آبدارخانه
Sorrow
سوگ، غمگين کردن، تاسف خوردن
Beef
گوشت گاو، شکايت کردن، تقويت کردن
Penalize
جريمه کردن، تاوان دادن
Creep
خزيدن، مورمور شدن
Mate
همدم، همسر، شاه مات کردن
Waterfront
اسکله، آب نما
Homicide
آدم کشي، قتل
Precaution
احتياط، پيش بيني
Lieutenant
وکيل، ستوان
Muddle
خراب کردن، گيج کردن، درهم و برهم کردن
Jagged
دندانه دار، ناهموار
Pebble
سنگلاخ، سنگريزه
Foul
گير کردن، خلاف
Corn
دانه، غله، نمک زدن
Pesticide
آفت کش، حشره کش
Ambush
پناهگاه، کمين کردن
Lown
آرام، ساکت
Troop
عده سربازان، رژه رفتن
Pledge
گرو گذاشتن، متعهد شدن
Morsel
تکه، مقدار کم، لقمه کردن
Mouthful
لقمه، دهن پر، مقدار
Grain
دانه، جوانه زدن
Spell
طلسم، حمله، افسون کردن، هجي
Harvest
محصول، درو کردن، نتيجه
Peach
فاش کردن، هلو، دختر زيبا
Ranch
دامداري کردن
Cuddle
درآغوش گرفتن، نوازش کردن
Drab
رنگ و روغن، کسل کننده
Coarse
درشت، بي ادب، ذخيم
Sauce
سوس، چاشني غذا
Pine
غم و اندوه، نگراني، غصه خوردن
Inn
مهمانخانه، مسکن دادن
Linger
درنگ کردن، مردد بودن
Reunion
انجمن، اجتماع
Valiant
دلاور، شجاع، نيرومند
Lamb
آدم ساده، گوشت بره
Prosper
رونق يافتن، پيشرفت کردن
Barn
انبار، انبار کردن
Captive
دستگير کردن، اسير
Fragile
شکننده، ضعيف
Defiant
بي اعتنا، مخالف، جسور
Perplex
گيج کردن، بهت زده کردن
Endear
گران کردن، عزيز کردن
Acquit
برطرف کردن، ادا کردن، پرداختن
Superficial
ظاهري، سطحي
Graze
چراندن
Taciturn
کم حرف، آرام
Uncommunicative
بي علاقه به تبادل فکر، خاموش، کم حرف
Reptile
حيوان خزنده، آدم پست
Slander
تهمت زدن
Splinter
متلاشي شدن، تراشه
Commonplace
پيش پا افتاده، معمولي، همه جائي
Thwart
بي نتيجه گذاردن، خنثي کردن، مخالفت کردن
Startle
تکان دادن، از جا پراندن، جهش
Vacillate
دودل بودن، ترديد داشتن، تلو تلو خوردن
Verbose
دراز، پرگو
Worthwhile
ارزنده، قابل صرف وقت
Applause
کف زدن، هلهله، تحسين
Pilgrim
زائر، مسافر، مهاجر
Evade
طفره رفتن، تجاهل کردن
Fee
مزد، پاداش، شهريه، اجير کردن
Finery
زيور، آرايش
Allowance
جيره دادن
Poll
راي گيري
Bay
دفاع کردن در مقابل، عاجز کردن
Simile
تشبيه، استعاره
Unjust
غير عادلانه، ستمگر، ناروا
Sporadic
تک و توک، پراکنده، انفرادي
Quandary
سرگرداني، حيرت، معما
Rabid
بداخلاق، متعصب، خشمگين
Hopefully
ايشالا
Fanatic
ديوانه، دارا احساسات شديد
Rendezvous
ميعاد، وعده گاه، قرار ملاقات گذاشتن
Dawn
فجر، طلوع، آغاز شدن
Sarcasm
ريشخند، طعنه
Mischief
اذيت، شرارت، موذيگري
Arbiter
حکم، داوري کردن، قاضي
Cram
پر کردن، با شتاب ياد گرفتن
Anoint
روغن مالي کردن
Elate
سربلند، بالا بردن، محفوظ کردن
Knot
گير انداختن، گره خوردن
Banquet
مهماني، ضيافت
Bale
عدل، مصيبت، رنج، رقصيدن
Surgeon
جراح
Terse
مختصر و مفيد
Grief
غم و اندوه، رنجش
Scowl
اخم، ترشروئي
Tip
محرمانه رساندن، نوک
Contempt
تحقير، اهانت
Detest
نفرت داشتن از
Untie
باز کردن، گشودن، حل کردن
Tiptoe
با نوک پا راه رفتن
Sloppy
شلخته، درهم و برهم
Blot
لکه دار کردن، بدنامي، عيب
Barge
سرزده وارد شدن، با قايق حمل کردن، کرجي
Exoneate
تبرئه کردن
Allegiance
وفاداري، بيعت، تابعيت
Slavery
بندگي، بردگي
Anniversary
سوگواري ساليانه، جشن يادگاري
Counterfeit
جعلي، جعل کردن
Fallible
جايزالخطا
Stove
بخاري، کوره
Guzzle
بلعيدن، سرکشيدن
Confess
اقرار کردن، اعتراف
Incite
انگيختن، باصرار وارد کردن
Troth
وفاداري، راستي، نامزدي
Hath
has
Swindler
گول زدن، قاچاق، کلاه بردار
Punctual
وقت شناس، خوش قول
Quench
سخت کردن،فرو نشاندن، دفع کردن
Collaps
از حال رفتن
Tyranny
استبداد، حکومت ستمگرانه
Realm
کشور، حدود، سلطنت
Goddess
الهه، رب النوع
Utter
مطلق، گفتن، فاش کردن
Pacify
صلح دادن، آرام کردن
Beckon
اشاره کردن، با اشاره صدا زدن
Foam
کف
Cliff
ديواره، پرتگاه
Awkward
زشت، سرهم بند، غير استادانه
Tile
کاشي
Plaster
گچ کاري کردن
Suspicious
بدگمان، مشکوک
Resentful
بي ميل
Whereabout
محل تقريبي، مکان
Vigor
قدرت، انرژي، توان
Envy
حسادت، غبطه خوردن
Needy
نيازمند
Dismal
دلتنگ کننده، ملال آور
Tray
سيني، حمام
Ladder
نردبان، پله
Appoint
برقرار کردن، مامور کردن تعيين
Monument
مقبره، اثر تاريخي
Mutilate
تحريف کردن، ناقص کردن
Brave
دلاور، شجاع
Campaign
مبارزه، جنگيدن
Lodge
منزل، خيمه زدن
Disastrous
مصيبت آميز، منحوس
Possession
تملک، تسخير
Praise
تحسين کردن، پرستش، ستايش
Commend
ستودن
Apology
پوزش، عذرخواهي
Daze
گيج کردن
Mourn
سوگواري، ماتم
Pond
استخر، مخزن، برکه
Biblical
وابسته به کتاب مقدس
Ethnic
نژادي، کافر، قومي
Mortuary
دفن، مرده اي
Mortify
رياضت دادن، کشتن، رنجاندن
Ape
ميمون، بوزينه
Wail
شيون کردن، ناله
Shack
کلبه، زيستن، کاشانه
Culprit
متهم، مقصر
Occupant
ساکن، مستاجر، اشغال کننده
Ark
کشتي، قايق، صندوقچه
Roam
گردش کردن، تکاپو
Morality
صيرت، اخلاقيات
Verse
شعر گفتن، به نظم آوردن
Cripple
چلاق، زمينگير
Hostess
زن مهماندار
Cub
توله، بچه شير
Frugal
صرفه جو، با صرفه، مقتصد
Commuter
تبديل کردن، مسافرت کردن
Subside
نشست کردن، فروکش کردن
Jest
لطيفه، گوشه کنايه، شوخي کردن
Comprehend
دريافتن، فراگرفتن
Pauper
فقير، بي نوا
Clumsily
ناشيانه
Stumble
لغزيدن، تلوتلو خوردن
Hill
تپه، انباشتن
Imprison
زنداني کردن، نگهداشتن
Pastry
شيريني، شيريني پزي
Decay
تباهي، ضعيف شدن
Delinquent
مقصر، مجرم
Undernourished
سو تغذيه
GRieve
غمگين، غصه دار کردن، اذيت کردن
Feeble
ضعيف، نحيف
Blink
چشمک زدن، نگاه مختصر
Fort
حصار، قلعخ، تقويت کردن، قوي
Benedict
مبارک، خجسته، ملايم
Grant
اعطا کردن، اجازه دادن
Coast
کنار دريا، سرازير رفتن
Whisper
پچ پچ کردن، نجوا
Exile
تبعيد کردن
Plague
آفت، آزار رساندن
Thrifty
خانه دار، صرفه جو، مقتصد
Stingy
خسيس
Descendant
نوه، نسل، اولاد
Bout
درباره = about
Pitcher
کوزه، پارچ
Swift
سريع
Witty
شوخ، کنايه دار
Mud
لجن، گل آلود کردن
Pierce
شکستن، نفوذ کردن
Pour
جاري شدن، پاچيدن
Jolly
خوشحال، بذله گو
Fellow
شخص، آدم، يارو
Chimney
کوره، دودکش، تنور
Distress
توقيف، مضطرب کردن
Indistinct
نامعلوم، ناشنوا، درهم، آهسته
Mumble
زيرلب سخن گفتن، من من کردن
Orphanage
پرورشگاه، يتيم خانه
Abuse
سو استفاده، ضايع کردن
Scold
آدم بد دهان، بد اخلاقي کردن
Patriotic
ميهن دوست
Twinkle
چشمک زدن، تلالو
Valley
شيار، دره
Valor
شجاعت، اهميت
Veteran
کهنه کار، کارازموده
Poke
ضربه، فشار با نوک انگشت
Mockery
استهزا، زحمت بيهوده
Bunt
اصلاح کردن
Mighty
نيرومند، توانا، بزرگ
Deserve
شايسگي، سزاوار بودن
Whistle
سوت زدن
Uneventful
بي حادثه، بدون رويداد مهم
Hatch
دريچه، نتيجه
Coffin
تابوت
Recklessness
بي باکي، بي پروائي
Parachute
چتر نجات، با چتر پريدن
Dean
رئيس کليسا، ريش سفيد
Accuse
متهم کردن، تهمت زدن
Untidy
درهم و برهم، نامرتب
Hostel
شبانه روزي (دانشکده)، هتل
Charter
اجاره کشتي
Entitle
حق دادن، لقب دادن
Cheer
هورا، تشويق کردن
Surrender
واگذاري، تحويل دادن، صرف نظر
Inoculate
تلقيح کردن، آغشتن
Foolish
مزخرف، ديوانه، ابلهانه
Utensil
دستگاه، اسباب، ظروف
Discard
دور انداختن، ترک کردن
Spontaneous
خود بخود، فوري، بي اختيار
Rehearsal
تکرار ، تمرين
Attorney
حقوقدان، وکيل
Buncombe
حرف چرند، چاخان، توخالي
Hasty
با عجله، زودرس، دستپاچه
Matrimony
زناشوئي، عروسي، ازدواج
Boast
باليدن، خودستائي
Lessen
کمتر شدن، تخفيف يافتن
Chuckle
با دهان بسته خنديدن
Abroad
پهن، گسترش يافته، خارج از کشور
Vague
مبهم، غير معلوم
Tempest
تندباد، هيجان
Dure
تحمل کردن، بردباري = endure
Avail
سودمند بودن، کمک، ارزش
Coeducational
مختلط، پسرانه و دخترانه
Drowsiness
خواب آلودگي، کسالت
Narcotic
مسکن، ماده مخدره
Jail
زندان، حبس کردن
Incident
رويداد، ظهور کردن
Scorch
تاول زدن، سوختگي
Tablecloth
سفره، روميزي
Aggravate
بدتر کردن، اضافه کردن، خشمگين کردن
Decline
نقصان، کاهش، نپذيرفتن
Multitude
گروه بسيار، انبوه
Nominate
کانديد کردن، معرفي کردن، نامزد کردن
Beset
حمله کردن، مضطرب کردن، احاطه
Wrath
خشم، غضب
Poverty
تنگدستي، کميابي
Sting
سوزش، گزيدن
Assertive
مثبت، اظهار کننده، مدعي
Lengthwise
از طول، بلند
Ahead
رو بجلو
Conflict
ستيزه، کشاکش، برخورد
Sympathy
همدمي، دلسوزي
Scorn
تمسخر کردن، بي اعتنائي، اهانت
Snub
پهن و کوتاه، جلوگيري، سرزنش کردن
Turn out
توليد کردن، اجتماع
Obstacle
مانع، پاگير
Interference
تداخل، معارضه
Inmate
مقيم، ساکن
Rage
طغيان، ديوانگي
Barb
نوک، پيکان، ريش
Pension
جيره، مستمري، حقوق