Level 2
Level 1

Easy & Intermediate


877 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
Broaden
پهن کردن، وسيع کردن
Brochure
جزوه، رساله
Broke
ورشکسته، بي پول
Bulge
برآمدگي، تحدب
Bulletin
تابلوي اعلانات، اعلانيه رسمي
Bumptious
از خود راضي
Bureau
دفترخانه
Burglar
دزد، سارق منازل
Capitation
سرانه، سرشماري
Capture
تسخير، دستگيري
Cardinal
اصلي، اساسي
Careless
بي دقت
Carry on
ادامه دادن
Carry out
انجام دادن
Cash
پول نقد، نقد کردن
Cast away
رانده، مردود
Causeless
بي سبب، بي هدف
Caution
احتياط، پيش بيني، هوشياري
Cautious
هوشيار، محتاط، مواظب
Cease
ايستادن، دست کشيدن، وقفه
Ceaseless
پيوسته، دائمي
Celebrant
برگذار کننده
Celestial
الهي، آسماني
Cell number
شماره موبايل
Censurable
انتقادآميز censure = انتقاد
Centralization
تمرکز
Centric
وسطي، مياني
Certainty
يقين، اطمينان
Certification
گواهينامه
Charity
صدقه
Throughout
سراسر
Throw
پرتاب کردن
Thrum
ريشه
Thrust
فرو کردن
Tight
سفت، محکم
Tonic
مقوي، صدائي
Totty
ناپايدار، سست و لرزان
Trail
پيشرو، بدنبال حرکت کردن
Transact
معامله کردن
Transgress
تجاوز کردن از، سرپيچي کردن از
Transition
انتقال، برزخ، تحول
Treasure
خزانه، گنجينه اندوختن
Treaty
پيمان، قرارداد
Trek
سفر
Trepass
تعدي کردن
Trim
درست کردن، پاکيزه و مرتب
Tuck
چين، تا
Tummy
شکم، معده
Turn up
رخ دادن
Typal
نمونه اي
Uglify
زشت کردن
Under the counter
قاچاقي
Union
اجتماع، اتحاد
Utility
سودمندي
Validate
معتبر ساختن
Vanward
پيشرو
Velocity
سرعت
Verdict
راي، قضاوت
Verify
بازبيني کردن
Viewpoint
ديدگاه
Visual
ديداري، بصري
Visualize
تجسم کردن
Void
باطل، خالي
Waiter
پيشخدمت
Wake
بيداري، از خواب بيدار کردن
Whence
از کجا، از چه رو
Whither
بکجا
Wing
بال
Wit
هوش، قوه تعقل witan = عاقل
Wondrous
شگفت انگيز
Worth
ارزش
Abbreviate
خلاصه کردن
Absolutely
کاملا، مستبدانه
Acquaint
آشنا کردن، مطلع کردن
Acquisition
کشف، تحصيل و فراگيري
Adjective
صفت
Adverse
مخالف، ناسازگار
Afterward
بعدا
Akin
وابسته، يکسان
All day
تمام روز، در طول روز
Alley
کوچه
Ambit
پيرامون
Amidst
درميان، وسط
Any thing else?
چيز ديگر؟
Apt
مستعد، آماده، زرنگ aptitude = استعداد
Bail
ضامن، وثيقه، ضمانت گرفتن
Banned
ملعون، مغضوب
Behold
ببين، هان!
Bet
شرط بستن
Blanket
روکش، پوشاندن
Blast
دميدن، انفجار
Bracelet
دستبند
Bribe
رشوه دادن
Briefcase
کيف دستي مردانه
Bud
رفيق
Butter
کره
By and by
درآينده، کم کم
By gone
گذشته، قديمي
Bylaw
آئين نامه
Byname
لقب
Bypass
گذرگاه
Bystander
تماشاچي
Cabby
راننده تاکسي
Cache
مخزن، نهانگاه
Call off
صرف نظر کردن
Canary
قناري
Canon
تصويب نامه
Cantonment
اردوگاه
Charmer
جذاب =charming
Chase
تعقيب کردن
Cheekily
با گستاخي cheekiness = گستاخي cheeky = گستاخ
Chef
سرآشپز
Chief
رئيس، عمده chief of state = رئيس دولت
Chimerical
خيالي، دمدمي
Chink
شکاف، درز گرفتن
Choke
خفه کردن، مسدود کردن
Chummy
صميمي، خوش مشرب
Circa
در حدود، تقريبا
Civilization
تمدن
Claim
ادعا کردن claimant = مدعي
Clamour
سر و صدا، غوغا
Clap
کف زدن
Classification
طبقه بندي
Classmate
همکلاس
Claver
وراجي، گفتار بيهوده
Clean cut
صريح، واضح
Clean up
تصفيه
Clement
بخشاينده، مهربان
Climax
قله و راس، به اوج رسيدن
Closefisted
خسيس
Camping
اردو
Casual
اتفاقي، غير رسمي
Catch up
رسيدن به
Celebrate
جشن گرفتن
Charm
جذابيت، افسون
Chorus
همسرايان
Closet
کمد
Coarctate
بهم فشرده، تنگ
Comparative
تطبيقي، مقايسه اي، نسبي، تفضيلي
Conciliation
مصالحه، توافق
Cosmic
کيهاني
Couch
کاناپه
Cough
سرفه کردن
Crick
گرفتگي عضله
Darama
نمايش
Dare
جرات کردن، شهامت
Deaf
ناشنوا
Dealer
دست فروش، دلال
Declare
اظهار داشتن
Deliberate
عمدي
Descent
نسب، نژاد
Dessert
دسر
Diffuse
منتشر کردن
Dim
تاريک، مبهم، کم کردن نور
Dissimulation
دو روئي
Down town
مرکز شهر
Drib
اندک
Each other
يکديگر
Earing
گوشواره
Early in the morning
صبح زود
Ego
ضمير، نفس، خود، من
Elderly
مسن، سالخورده
Elegance
ظرافت، سليقه
Embarrassing
شرم آور، خجالت آور
Escape
فرار، رهائي جستن
Essay
انشا، مقاله
Evert
برگرداندن، پشت و رو کردن
Evince
ابراز داشتن
Evolution
تکامل
Excrete
دفع کردن، بيرون انداختن
Exhausted
خسته، مصرف شده
Expound
به تفصيل شرح دادن
Fabulous
شگفت آور، افسانه اي
Faith
اعتماد، ايمان، عقيده
Fancy
خيال، وهم
Fate
سرنوشت
Flu
سرماخوردگي
Fluent
روان، سليس fluid = سيال، مايع
Forge
جعل کردن سند
Fortune
بخت و اقبال
Fridge
يخچال
Frugality
صرفه جوئي
Gamble
قمار کردن، شرط بندي کردن
Get in
رسيدن
Give me a ring
به من زنگ بزن
Glove
دستکش
Grape
انگور
Gratulate
تبريک گفتن، سلام کردن
Guile
حيله، خيانت
Guilt
گناه، جرم
Hero
قهرمان
Hiking
پياده روي
Hold on
صبر کن
Home sick
دلتنگ
How much does it cost?
قيمت اين چقدر است؟
How often..
هر چند وقت يکبار؟
Humid
مرطوب
Cluster
خوشه، دسته
Cockshut
غروب آفتاب
Coefficient
ضريب
Coexistence
همزيستي
Cold blooded
خونسرد، بي عاطفه = coldhearted
Collaborate
همدستي کردن، تشريک
Collective
بهم پيوسته، جمعي
Colonization
استعمار، مهاجرت، کوچ
Columnar
ستوني
Columnist
مقاله نويس
Combustion
احتراق
Come along
پيشرفت کردن
Come off
تحقق يافتن
Come to pass
رخ دادن
Commander
فرمانده
Compart
جدا جدا کردن
Compel
وادار کردن
Competitor
رقيب
Compilation
گردآوري، تاليف
Complication
پيچيدگي
Comply
موافقت کردن، اجابت کردن
Conclusion
نتيجه، فرجام
Idiot
ابله، احمق
Imitation
تقليد، پيروي
Inclement
شديد، بي اعتدال
Inobservant
بي دقت، بي اعتنا
Interior
باطني، دروني
Is that ok?
مشکلي نيست؟
Jealous
حسود
Jury
هيئت منصفه
Lament
تاسف خوردن، سوگواري
Leap
جستن، پرش
Leather
چرم
Linkup
ملاقات
Longing
اشتياق، آرزو
Loose
رها، گشاد، ول
Luggage
چمدان، اثاث
Mail dish
غذاي اصلي
Make over
انتقال دادن
Maybe some other time
شايد يک وقت ديگر
Meditate
عبادت کردن، تفکر کردن
Medley
اختلاط
Mentor
مربي
Merit
شايستگي، لياقت
Miracle
معجزه، چيز عجيب
Monolithic
يکپارچه
Narrate
داستان سرائي
Notability
اهميت، شهرت
Notion
تصور، انديشه
Novel
رمان
Olio
شلوغ، درهم و برهم
Onus
تعهد
Oust
برکنار کردن، دور کردن
Outset
آغاز
Oven
اجاق گاز
Overrate
زياد اهميت دادن
Pal
يار، شريک
Palliate
تسکين دادن
Pang
درد سخت، اضطراب
Pants
شلوار
Parole
قول شرف
Penchant
ميل شديد
Perceive
درک کردن، مشاهده کردن
Perfume
عطر
Perish
هلاک شدن
Petition
دادخواست، درخواست کردن
Pick a lesson (course)
واحد درسي گرفتن
Pick up
سوار کردن
Pill
قرص
Pillow
بالش
Plain
پهن، مسطح
Plaque
پلاک، نشان، لوحه
Poem
شعر = poetry
Pollution
آلودگي
Postpone
به تعويق انداختن
Pot
قوري
Preacher
واعظ
Proscribe
تحريم کردن، نهي کردن
Quite
کاملا
Rampant
شايع
Reck
ترسيدن
Redd
درست کردن
Refuge
پناه refugee = پناهنده
Refute
تکذيب کردن
Regard
مراعات، ملاحظه کردن
Regulate
تنظيم کردن، درست کردن
Reinforce
تقويت کردن، محکم کردن
Relent
نرم شدن، رحم بدل آوردن، پشيمان شدن
Reminisce
يادآوري کردن
Rend
پاره کردن
Rescript
فرمان، حکم
Rescue
رهانيدن
Resign
استعفا دادن
Resolve
رفع کردن، تصميم گرفتن
Retire
بازنشسته شدن
Right away
فورا
Rope
طناب
Rough
زبر و خشن، ناهموار
Rub off
پاک کردن
Rude
خشن، خام
Rug
قاليچه
Rumor
شايعه
Sage
عاقل
Script
دستخط
Secretary
منشي
Shallow
کم عمق
Shower
دوش، دوش گرفتن
Shrive
اعتراف
Sigh
آه کشيدن، افسوس خوردن
Sleek
نرم، صيقلي کردن
Slip
اشتباه
Soar
چشم درد
Solitary
تنها، منزوي
Soppy
مرطوب و لغزنده
Sorely
بشدت، بسختي
Spatter
پاشيدن، آلودن
Stound
لحظه، دوران
Strife
نزاع
Stuff
کالا، چيز، پارچه
Subtle
زيرک
Suburb
حومه شهر
Sulk
قهر، اخم
Summit
قله، اوج
Supplicate
درخواست کردن
Supply
فرآورده
Sway
تاب خوردن، جنبيدن
Sylvatic
وحشي، جنگلي
Take a nap
چرت زدن
Take a vaction
رفتن به تعطيلات
Tenty
مراقب، مواظب
Terrific
محشر
Threat
تهديد کردن
Throw
انداختن، پرت کردن
Toothpaste
خمير دندان
Tough
سفت، محکم
Towel
حوله
Transmute
تبديل کردن
Treat
رفتار کردن، درمان کردن treatable= رام
Trill
جاري شدن
Try on
امتحان کردن، پرو کردن
Twain
دو، دو تا = twin
Ugsome
مهيب، ترسناک
Undertake
متعهد شدن
Usance
مهلت، مدت، سود سرمايه
Vendible
قابل فروش
Volunteer
داوطلب
Wield
اداره کردن، گردانيدن
Wipe
پاک کردن، خشک کردن
Wist
آگاه کردن
Wittness
شاهد، مدرک، شهادت دادن
Wrap
پيچيدن، بستن، پوشاندن
Yagort
ماست
Conclusive
قطعي، نهائي
Confirm
تائيد کردن
Conquer
غلبه يافتن conquest = غلبه، پيروزي
Consideration
رسيدگي، توجه
Construe
تفسير کردن، استنباط کردن
Consultation
مشاوره
Consumedly
بيش از حد
Contaminate
آلودن
Contractor
پيمان کار
Coock
آشپز
Coordinated
هماهنگ
Correlation
ارتباط، همبستگي
Councilor
رايزن
Crack up
سقوط
Craft
مهارت، نيرنگ
Cribriform
مشبک
Crisis
بحران
Crude
خام
Cubic
مکعبي
Culture
پرورش، تمدن
Curse
نفرين
Daffy
احمق
Damage
خسارت damaging = مضر
Dangle
آويختن
Daybreak
سپيده دم
Deadly
مهلک
Deathful
مرگبار = deathlike
Debt
بدهي، وام debtor = مديون، بدهکار
Deceive
فريفتن، اغفال کردن
Defect
نقص و کاستي
Defer
به تعويق انداختن
Deficient
داراي کمبود
Delicate
ظريف، حساس
Demand
تقاضا کردن
Deplete
تهي کردن
Deride
تمسخر کردن derision = استهزا
Descending
نزولي
Desire
ميل داشتن
Despot
مستبد
Detect
کشف کردن، نمايان ساختن
Determine
تصميم گرفتن، تعيين کردن
Deviant
منحرف deviancy = انحراف
Devise
تعبيه کردن
Devote
وقف کردن
Diffidence
کم روئي
Disaffirm
نقض کردن
Disappoint
مايوس کردن
Disclose
فاش کردن
Discrimination
فرق گذاري
Disguise
تغيير قيافه دادن، لباس مبدل
Disjunct
جدا شده، منفصل
Dismissal
اخراج، مرخصي
Displosion
انفجار
Disprove
رد کردن
Disregard
ناديده گرفتن
Distant
دور
Distaste
بي رغبتي
Diverse
گوناگون
Divest
محروم کردن
Dogmatist
متعصب
Dormancy
رکود
Doubt
ترديد
Douce
آرام، متين
Due
حق، بدهي
Due date
موعد مقرر
Due to
بعلت
Dump
آشغال
Duplex
دوتائي، مضاعف
Dwell
ساکن بودن dwelling = مسکن
Eager
مشتاق
Eligible
قابل انتخاب، مطلوب
Embed
جاسازي کردن
Evaluation
ارزيابي
Evident
بديهي، آشکار
Evoke
احضار کردن
Examine
بازرسي کردن، آزمودن
Abatement
کاهش، تخفيف، جلوگيري
Aberrance
انحراف، گمراهي aberrant = گمراه
Absolute
مطلق
Accord
وفق دادن، سازگاري
Accountable
مسئول حساب، جوابگو
Accurate
درست، دقيق
Adept
ماهر
Admission
پذيرش، اجازه ورود
Adolescent
نوجوان
Adviser
مشاور advisement = مشورت
Aforetime
قبلي
Afterclap
عاقبت، نتيجه
Alien
بيگانه
Along
همراه، جلو، در امتداد
Alter
تغيير دادن
Amendable
قابل اصلاح
Amends
جبران، تلافي
Amid
در ميان
Amphibole
نامفهوم، دو پهلو
Anamorphic
تغيير شکل دهنده
Annoyer
آزار دهنده
Anxious
دلواپس، مشتاق
Anyhow
در هر صورت، به هر حال =anyway
Anywhy
به هر جهت
Appendant
ضميمه، الحاقي
Appreciate
تقدير کردن
Approval
تصويب، تجويز
Artificial intelligence
هوش مصنوعي
Ascending order
ترتيب صعودي
Assuredly
مطمئنا
Attainable
نائل شدني، در دسترس
Attendant
سرپرست و همراه
Avoid
دوري کردن
Awful
مهيب و ترسناک
Awhile
اندکي، مدتي
Axle
محور، ميله
B.c
قبل از ميلاد
Backer
نگهدار، پشتيبان
Batching
دسته کردن
Beck
اشاره با سر يا دست مثل تصديق
Becoming
مناسب، درخور
Beef brained
کند ذهن، کودن
Belike
احتمالا
Belive
کم کم، به موقع خود
Benefaction
نيکي، بخشش
Beneficial
سودمند
Betimes
بموقع، در اولين فرصت
Bilateral
دوجانبه
Blessed
مبارک، خوشبخت blest
Blow
دميدن
Blow by blow
پشت سرهم
Blow out
ترکيدن، منفجر شدن
Blow up
ترکاندن، عصباني کردن
Blue moon
مدت طولاني
Board of direcotors
هيئت مديره
Book review
انتقاد از کتاب، مقاله درباره کتاب
Bootless
بيهوده
Borrow
قرض گرفتن
Bother
رنجش، دردسر و زحمت دادن
Bothersome
پر دردسر، مزاحم
Bounded
کراندار
Brainstorm
فکر بکر و ناگهاني
Break out
شيوع يافتن
Break up
تفکيک کردن، تجزيه
Breather
فرصت، استراحت، مکث
Bridewell
زندان
Brim
لبه، حاشيه
Brimful
لبريز
Bring on
ادامه دادن، به جلو رفتن، بظهور رساندن
Broad minded
روشن فکر
Excel
بهتر بودن
Excess
فزوني، افراط
Exclusive
انحصاري
Expansion
توسعه
Expectance
انتظار، توقع
Experiment
آزمايش، تجربه
Explicate
توضيح دادن
Explicit
صريح، واضح
Export
صادر کردن
Expose
در معرض گذاشتن، نمايش دادن
Express
بيان کردن
Exsert
بيرون دادن، جلو دادن
Extend
توسعه دادن، عموميت دادن extent = وسعت
Extract
استخراج کردن
Fair
منصف
Fake
تقليد، جعل fakery = تقلب
Falsification
تحريف
Fantastic
خارق العاده
Fasten
بستن، چسباندن، سفت شدن
Fatal
مهلک
Faze
برهم زدن
Feasible
امکان پذير
Feat
شاهکار
Federate
متحد
Fence
حصار، حفظ کردن
Fetching
جذاب
Fill out
تکميل کردن، پر کردن
Find out
پي بردن، کشف کردن
First rate
درجه اول، عالي
Flaw
عيب، عيب دار کردن
Flee
گريختن
Flex
خم کردن
Flimsy
سست، شل و ول
Flown
لبريز، پر
Foe
دشمن، مخالف
Fool
احمق
Footstep
ردپا
Forceful
قوي، موثر
Fordo
نابود کردن
Forego
پيش رفتن، مقدم بودن
Foresee
پيش بيني کردن = forespeak
Foreword
پيش گفتار
Fork
چنگال
Fortune
شانس، خوش بختي
Founder
موسس، بنيان گزار
Fraud
کلاه برداري، شياد
Friction
سايش، اصطکاک
Fundament
اساس، پايه
Further
بيشتر، بعلاوه، پيشرفت کردن
Futile
بيهوده
Gain
منفعت، حاصل شدن
Generable
همگاني
Generic
عمومي
Genesis
پيدايش
Genuine
خالص، اصل
Get up
بيدار شدن
Give over
ترک کردن، واگذار کردن
Give up
منصرف شدن
Glee
شادي
Glint
تلالو
Globe trotter
جهانگرد
Gossip
شايعات بي اساس
Gradually
بتدريج
Grateful
سپاسگزار
Greed
حرص و طمع
Guideline
راهبرد
Habit
عادت، زندگي کردن
Habitance
سکونت
Habitude
آداب
Hair raising
مهيج، ترسناک
Hap
اتفاق، روي دادن
Harm
آسيب، ضرر
Hash
درهم، مخلوط
Haste
عجله کردن
Heal
شفا دادن
Heap
توده، انبوه
Hence
بنابراين
Here you are
بفرمائيد
Hex
جادوگر، جادو کردن
Hidebound
کوته نظر
High order
بالا رتبه
Hint
تذکر، اشاره کردن
Hobson's choice
انتخاب از روي ناچاري
Hold forth
پيشنهاد کردن
How is it going?
اوضاع چطوره؟
Humor
شوخي، مزاح
Hurt
آزار رساندن
Hypothesize
فرض کردن hypothetical = فرضي
Identic
يکسان
Idle
تنبل، وقت تلف کردن
Ill
بيمار، بد
Illiterate
بي سواد
Illogic
غير منطقي
Immigrate
مهاجرت کردن
Impartial
بي طرف
Impartible
جدائي ناپذير
Impassable
غير قابل عبور
Imperative
امري، ضروري
Imperfection
نقص، عيب
Impression
اثر
Income tax
ماليات بر درآمد
Indescribable
وصف ناپذير
Indestructible
فنا ناپذير
Indeterminable
غير قابل تعيين، بي حد و حصر
Indiscrete
بهم پيوسته
Indivertible
انحراف ناپذير
Indomitable
غير قابل تسخير
Indubitable
بدون ترديد
Inessential
غير ضروري
Inexpugnable
شکست ناپذير
Infinite
بيکران، نا محدود finite = محدود
Influent
نافذ
Inform
آگاه کردن، مطلع ساختن
Inhibit
جلوگيري کردن
Injure
آسيب زدن به، آزار رساندن به
Injustice
بي عدالتي، بي انصافي
Innovate
نوآوري کردن
Instate
منصوب نمودن، گماشتن
Instauration
نوسازي، تعمير
Insult
توهين کردن به
Intermediate
ميانه، متوسط
Invent
اختراع کردن
Invest
سرمايه گذاري کردن
Involve
گرفتار و درگير کردن يا شدن
Iterate
تکرار کردن، تکرار شدن، بازگو کردن
Jaculate
پرتاب کردن
Justify
توجيه کردن، هم تراز شدن
Keep
نگه داشتن، اداره کردن
Lacerate
پاره کردن، مجروح کردن
Largess
بخشش و سخاوت
Lay in
اندوختن
Laze
تنبل = lazy
Lend
قرض دادن
Liable
مسئول، مشمول
Liberal
آزادي خواه
Lighten
سبک کردن، راحت کردن
Linn
استخر، درياچه کوچک، آبشار
Liquate
ذوب کردن
Listless
بي ميل، بي توجه
Literacy
سواد literate = با سواد
Lofty
ارجمند
Loyal
وظيفه شناس، با وفا
Made up
ساختگي، تقلبي
Magneficence
شکوه، بزرگي، بخشش
Majestic
با شکوه
Malison
فحش و ناسزا، نفرين
Matey
صميمانه
Meanwhile
ضمنا
Mediate
مياني
Medic
شفابخش
Memorize
حفظ کردن، بخاطر سپردن
Merchant
تاجر
Mercy
رحم و بخشش
Merry
شاد
Mesic
مرطوب
Meticulosity
دقت بسيار meticulous = باريک بين، وسواسي
Metier
شغل، حرفه
Mild
ملايم، مهربان
Minify
کوچک کردن، خرد کردن
Minikin
خرد و ريز
Mininformation
اطلاع يا خبر نادرست
Ministrant
خادم
Mislay
گم کردن، جاگذاشتن چيزي
Mislead
گمراه کردن
Mobile
متحرک
Modulation
تلفيق
Mog
دور شدن، رفتن
Moiety
نيمه، نصف
Monarch
پادشاه
Monopoly
انحصار، امتياز انحصاري
Monotonous
يکنواخت، خسته کننده
Mould
قالب
Movies
سينما
Multifarious
گوناگون، داراي انواع مختلف
Multiple
چندين، متعدد
Muse
تفکر کردن
N ary
n تائي
Naught
عدم، نابودي، بي ارزش
Naughty
نا فرمان، سرکش
Neb
نوک، منقار
Needle
سوزن
Neglect
غفلت، فروگذار کردن
Negligible
ناچيز، بي اهميت
Nest
لانه، آشيان گرفتن
Neuter
خنثي = neutral
Neutralize
خنثي کردن، بي طرف کردن
Nick
شکستگي
Nigh
نزديک، تقريبا
Nil
پوچ، هيچ
Noble
آزاده، اصيل، با شکوه
Nonce
فعلا، عجالتا
Nonchalant
سهل انگار
Noncombatant
غير مبارز، غير نظامي
Nonconformist
مخالف، خودراي
Nonetheless
با اين وجود
Nonsense
ياوه
Nook
گوشه، برآمدگي
Nooning
استراحت نيمروز
Nostalgic
دلتنگ، غريب
Nota bene
قابل توجه، توجه شود!
Notice
خبر، اعلان
Novel
جديد، بديع
Nullify
باطل کردن
Nun
راهبه nunnery = صومعه
Obey
اطاعت کردن
Obfuscate
گيج کردن
Obligor
بدهکار، متعهد
Oblique
مايل، اريب
Oblivion
فراموشي oblivious = فراموشکار
Observe
رعايت کردن، مشاهده کردن
Obsolesce
کهنه شدن
Obvious
آشکار
Occupy
تصرف کردن، سرگرم کردن
Od
سوگند ملايم، بخدا
Oddment
چيزهاي متفرقه
Odds and ends
خرت و پرت
Off and on
گاهي
Off hook
قطع شده
Offence
گناه، تقصير
Offend
رنجاندن
Offensive
مهاجم، متجاوز
Omit
حذف کردن
Onward
بجلو
Opponent
مخالف، حريف
Opportune
بموقع، مناسب
Optic
بصري
Outrance
انتها
Outrange
دور رس بودن
Outspread
توسعه
Pacemaker
سرمشق، راهنما
Padding
لايه گذاري
Palace
کاخ
Palpitation
تپش، لرزش
Panel
تابلو، قاب عکس
Par
برابري
Paramount
فائق، برتر
Pardon me?
ببخشيد، ميشه مطلب خود را دوباره تکرار کنيد؟
Parentage
نسب
Parliament
مجلس شورا
Parse
تجزيه
Partake
شرکت کردن، سهيم بودن
Partial
طرفدارانه، جزئي
Partite
جدا شده
Partly
تا حدي
Passage
عبور، گذرگاه
Passel
دسته، گروه کثير
Patent
حق امتياز، آشکار
Patient
صبور، بيمار
Patron
حامي
Peer
همتا، جفت
Penalty
جزا، تاوان و جريمه
Penetrate
نفوذ کردن
Penurious
فقير
Per annum
ساليانه
Perchance
شايد
Perimeter
پيرامون، محيط
Perspective
لحاظ، منظر، چشم انداز
Phenomenal
پديده اي ، شگفت انگيز
Phrase
عبارت، اصطلاح
Pick out
انتخاب کردن، جدا کردن
Pitfall
تله
Playmate
همبازي
Pleasure
خوشي
Plenary
کامل
Plentiful
فراوان
Poison
سم، مسموم کردن
Polish
صيقل دادن، واکسزدن
Polite
با ادب
Porter
حمل کردن
Posture
وضع، حالت ايستادن
Precis
چکيده مطلب
Precise
دقيق
Predominant
غالب، مسلط
Preface
مقدمه، سرآغاز
Prejudice
تبعيض، تعصب
Premiere
مقدم، برتر
Pretext
بهانه
Prevent
جلوگيري کردن، بازداشتن
Pride
فخر، سربلندي، غرور
Primacy
برتري، تقدم
Primal
اوليه، بسيار قديمي
Primary
اوليه، عمده، اصلي
Privity
موضوع محرمانه
Privy
صميمي، اختصاصي
Prize
جايزه، مغتنم شمردن
Probe
جستجو، تحقيق
Procure
بدست آوردن
Profess
ادعا کردن، اظهار کردن
Propose
پيشنهاد کردن
Protest
اعتراض
Radix
سرچشمه، مبنا
Ragged
زبر، ناصاف
Raider
مهاجم
Rarely
بندرت
Rate
نرخ، سرعت
Rating
سرزنش، دسته بندي، درجه، رتبه
Ratio
نسبت، سهم
Reciprocate
عمل متقابل کردن
Recoup
دوباره بدست آوردن، جبران کردن
Recover
ترميم شدن، بهبودي يافتن
Redactor
سردبير
Refrain
خودداري کردن
Relapse
برگشت
Relegate
موکول کردن
Relevant
مروبط، مناسب
Reliable
قابل اطمينان
Relief
راحتي
Remark
ملاحظه کردن، اظهار داشتن remarkable= قابل توجه
Reminiscence
خاطره = reminiscent
Render
ارائه دادن
Rendition
تسليم، بازگرداني
Rental
اجاره اي
Repute
شهرت داشتن
Resist
پايداري
Rest
استراحت
Restrain
جلوگيري کردن از، مهار کردن
Resume
از سر گرفتن
Revenge
انتقام
Rub
ماليدن
Ruling
تصميم، حکم
Rural
روستائي
Sake
منظور، دليل
Salvation
رستگاري، نجات
Satiate
سير کردن، اشباع شدن
Scream
جيغ زدن
Seat
جا، صندلي
Sect
فرقه، حذب
Segregate
جدا، تفکيک
Seize
قاپيدن، ربودن
Semester
دوره
Semiprivate
نيمه خصوصي
Senior
بزرگتر، ارشد
Sentry
نگهبان، کشيک
Serenity
آرامش
Shade
سايه
Shield
سپر، پوشش، محافظ
Short-tempred
تند خو
Shred
پاره، خرد، پاره کردن
Shut
بستن
Shy
خجالتي
Signally
آشکارا
Significant
پر معني
Skip
پريدن، از قلم اندازي
Slave
بنده، غلامي کردن
Slayer
قاتل
Slide
لغزش، سرازيري، ريزش
Slim
نازک، لاغر
Smelt
گداختن، تصفيه کردن
Snag
مانع، گير، به مانعي برخورد کردن
Span
محدوده
Spoon
قاشق
Spotless
بي عيب، بي لکه
Staff
کارکنان
Stagnant
راکد stagnancy = رکود
Stair
پله، نردبان
Standby
جانشين، کشيک
Stature
قد، مقام
Stay up
بيدار ماندن
Steam
بخار
Stick
چسبيدن
Stimulate
تحريک کردن
Strict
سخت، محکم
Strike
ضربه زدن
Studious
کوشا
Submit
ارائه دادن، تسليم کردن(شدن)
Subscript
زيرنويس (مثل امضا)
Subsequently
سپس
Such
چنين
Surety
ضامن
Survive
زنده ماندن
Synoptic
مختصر، خلاصه
Talent
استعداد
Talkitive
پر حرف
Tear
اشک، پارگي، گسستن
Temperate
معتدل، ملايم
Tempo
زمان، گام
Temporal
دنيوي، موقتي
Terminal
نهائي
Terminate
خاتمه دادن
Theme
موضوع، مطلب
Thirst
تشنگي
Thread
نخ