Level 2
Level 1

TPO1


60 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
shrub
درختچه- بوته
bush
بوته- شاخ و برگ
herb
گیاه-علف-بوته
timberline
خط مفروضی در مناطق سرد و کوهستانی که بالای آن هیچ درختی رشد نمی کند
semiarid
نسبتا کم آب- نیمه خشک
steppe
جلگه وسیع بی درخت-دشت پهن
tropic
نواحی گرمسیری بین دو مدار شمال و جنوب استوا
polar
مربوط به قطب- قطبی- وابسته به قطب شمال و جنوب
subtropic
سرزمین های زیر استوایی-مناطق نیمه حاره
deciduous
گیاهی که در زمستان برگ می ریزد- برگ ریز پاییزی
broadleaf
پهن برگ- غیر سوزنی
latitude
عرض جغرافیایی
ridge
تپه های دامنه کوه
frost
یخبندان-سرماریزه-برفک
smother
خفه کردن-در دل نگه داشتن-خاموش کردن
avalanche
نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی- به شکل بهمن فرود آمدن-بهمن
seedling
نهال-جوانه کوچک درخت-جوانه
velocity
سرعت اولیه- شتاب
ultraviolet
فرابنفش-ماوراء بنفش
graze
چریدن- گله چراندن
ibex
بز کوهی
shoot
جوانه زدن-انشعاب-رویش شاخه
moss
خزه-با خزه پوشاندن
lichen
گلسنگ-با گلسنگ پوشاندن
prostrate
روی زمین خوابیده-به خاک افتاده
speculation
تفکر عمیق-گمانه زنی (سفته بازی-زمین خواری
champion
دفاع کردن از-پشتیبانی کردن
envision
خیال بافی کردن- رویایی بودن
desirable
پسندیده- مطلوب-خوشایند
occurence
اتفاق-وقوع-رویداد
aesthetic
وابسته به زیبایی- زیبایی شناسی
efficacious
موثر
feat
کار برجسته- شاهکار- فتح نمایان
antecedent
پیشینه-سابقه-مقدمه
confront
رو به رو شدن-مواجه شدن
instinct
غریزه-شعور حیوانی
penchant
میل شدید- علاقه
detached
جدا-منفصل
ascribe
attribute- نسبت دادن
compromise
توافق- مصالحه کردن- تسویه کردن
consolidated
محکم- یکپارچه
laden
بارگیری شده- سنگین بار- مملو-پر
glacial
منجمد-یخچال- یخ بندان
outwash
شن و ریگ که توسط یخاب در جلو یخرود انباشته شده است
percolate
نفوذ کردن- رد شدن- صاف کردن
porous
متخلخل- پر منفذ
cavity
گودال- حفره- سوراخ
crevice
شکاف سنگ- درز- شکاف- ترک
cling
چسبیدن- پیوستن
interdisciplinary
مربوط به رشته های مختلف علمی-میان رشته ای
soot
دوده-دوه بخاری- رنگ سیاه دوده
marmot
موش خرمای کوهی
rodent
جونده- جانور جونده مثل موش
squirell
موش خرما- سنجاب
reside
ساکن بئدن- مستقر بودن- مقیم بودن
mate
جفت گیری گردن یا عمل جنسی
territorial
داخلی- محلی منطقه ای
edible
چیز خوردنی- خوراکی
bizarre
عجیب و غریب - نامانوس
meadow
چمنزار-مرغزار