Level 2 Level 4
Level 3

Were Humans Born to Run?


49 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
burst
پر، مملو، اشباع شده
roam
پرسه زدن ، ولگردی کردن ، جولان دادن
lead-footed
کند، آهسته، دست و پاچلفتی
homebody
اهل خانه و خانواده، عهد و عیال دار، خانه دوست
corner
در تنگنا گذاشتن، تحت فشار قرار دادن، در مخمصه انداختن، گیر انداختن
envy
حسود ، حسادت، غبطه
clumsy
دست و پا چلفتی، شلخته، لش، سر به هوا
nimble
فرز، چابک، چست، چالاک
paleoanthropologist
دیرین انسان شناس
maintain
معتقد بودن، ادعا کردن، مدعی بودن، ایستادگی کردن روی عقیده خود
trot
راه رفتن تند، نیم دو، بدوبدو
capable
توانا، قادر، کار آمد
cumulative
فزاینده، فزونگر، افزاینده، مرکب
undergo
سختی دیدن، متحمل شدن، دستخوش چیزی شدن، تن در دادن
ordeal
آزمون سخت برای اثبات بی‌گناهی، گناه آزمون، هفت خوان
release
آزاد کردن، بیرون دادن، ول دادن، گشادن
gland
غده
evaporate
تبخیر کردن یا شدن، بخارکردن یا شدن
excel
پیشی گرفتن، برتر بودن، بهتر بودن از، پیش بودن از، سرآمد بودن
stride
با گام بلند سریع راه رفتن
bob
ورجه وورجه کردن، ورجستن، بالا و پایین جهیدن
nuchal
وابسته به پشت گردن
ligament
رباط، لیگمان، بندینه
spine
ستون مهره، ستون فقرات، استخوان پشت
anatomical
وابسته به کالبد شناسی
heel
پشت پا
straighten
راست کردن، صاف کردن، قائم کردن
lurch
ناگهان به یک سوکج شدن، یک ور شدن
stiffen
سفت کردن، سخت کردن، شدید کردن
spring
جهیدن، خیززدن، جستن، پریدن
calf
ماهیچه‌های پشت پا، ماهیچه‌ی ساق پا
recoil
پس کشیدن، یکه خوردن، واخوردن، پس افتادن، به عقب افتادن
springy
کشدار، کش پذیر، کشسان
counterweight
پارسنگ، همسنگ، وزنه‌ی متعادل کننده
hip
باسن
torso
تنه انسان، بدون سر و دست و پا
facilitate
تسهیل کردن، آسان کردن، گره‌گشایی کردن
pump
تلمبه زدن، پمپ کردن
sedentary
شغل یا کاری که مستلزم فعالیت فیزیکی کمی باشد
solely
تنها، فقط، به تنهایی، منحصرا
prehistoric
وابسته به ما قبل تاریخ، پیش تاریخی
sneak up
دزدکی نزدیک شدن، غافلگیر کردن
spear
با نیزه گرفتن یا شکار کردن
club
با چوبدستی یا چماق زدن
byproduct
فراورده‌ی جانبی، محصول فرعی
preliminary
مقدماتی، آغازین، ابتدایی، اولیه
uproot
آلاخون والاخون کردن، بی‌خانمان کردن، آواره کردن
skeptical
شکاک، شک کننده، تردید گرای
attempt
کوشیدن، سعی کردن، جهد کردن