Level 19 Level 21
Level 20

New level


62 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
imprint
to mark a surface by pressing something into it, or to fix something firmly in the memory
hoax
a plan to deceive a large group of people; a trick
busload
an amount of people on a bus that is full
jumble
درهم برهم، شلوغ، بهم ریختن
pull
بطرف خود کشیدن، از جا در آوردن، کندن، کشش، اثر
bribe
رشوه، رشوه دادن
evasion
طفره، فرار
evasive
گریزان، صفت فعل evade
misuse
سوء استفاده، سوء استفاده کردن، بد استفاده کردن
prevail
شایع شدن، چیره شدن
prevalence
شیوع، رواج
destruct
destruction
snatch
قاپیدن، گرفتن، بخش کوچک و جزئی
seaport
بندر، شهر صاحلی
coercion
اجبار
coercive
اجباری
detention
بازداشت، ماندن در مدرسه به عنوان تنبیه
detainee
بازداشت شده، زندانی، زندانی سیاسی
deviate
منحرف شدن از راه معمول
deviation
انحراف
intent
intention، قصد، مصمم
cargo
بار، محموله، load
pirate
فروش کپی غیر قانونی یک اثر، دزد دریایی
villainous
فاسد،شریر
clarify
واضح کردن، ساده کردن
ransom
خون بها، پول تقاضا شده برای آزادی کسی که ربوده شده، آزادسازی کسی در ازای پول
buccaneer
a business person who is determined to succeed even if this involves taking big risks
mercy
رحم، بخشش، امان
juxtaposition
مجاورت adjacency
rodent
جانور جونده، جوندگان
potency
قدرت، توانایی، توان
residue
پس مانده، باقی مانده، ته نشین
subtlety
جزئیات مهم، زیرکی، hard to notice
nod
سرتکان دادن، تکان سر،
payout
پول پرداختی
border
مرز، لبه، هم مرز بودن، مجاور بودن محدود کردن
sniff
بو کشیدن؛ فین فین کردن
holding
دارایی، املاک
lengthen
طولانی کردن فاصله یا زمان
primer
a basic text for teaching something مبانی اولیه
incur
to experience something bad as a result of actions you have taken
comprise
شامل بودن، در برداشتن
consequent
برآیند resulting
antecedent
something existing or happening before, esp. as the cause of an event or situation
conventional
مرسوم، معمولی، مطابق آنچکه بوده
preliminary
مقدماتی، ابتدایی، اولیه
crisp
ترد و تازه، صریح و مستقیم، ترد شدن
conceivable
امکان پذیر
stature
شهرت و اهمیت بر پایه ی موفقیتها و کیفیت عالی، قد، قامت
distinction
فرق، تفاوت، امتیاز یا کیفیت عالی، سربلندی یا افتخار
discourse
spoken or written discussion
abstraction
انتزاع، تجرد، چکیدگی
prescription
نسخه، تجویز
jaw
فک
tractable
easily dealt with, controlled, or persuaded
quantify
تعین کردن مقدار یا کمیت چیزی
fragmentary
جزء جزء، ناقص، تکه تکه
deficient
lacking or not good enough دارای کمبود
manifest
آشکار، نمایان، نمایش دادن،آشگار کردن
amorphous
بی شکل، نامشخص، تعیین نشده
dissonant
ناجور، ناهنجار(آهنگ