Level 15 Level 17
Level 16

New level


52 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
Bouquet
دسته گل، بو مخصوصا بوی شراب
ally
هم پیمان، هم پیمان شدن، متحد شدن، متحد
revise
تغییر دادن یا اصلاح کردن چیزی، مرور کردن یک مطلب
invader
ارتش یا دولت مهاجم
prevail
شایع شدن، چیره شدن
commander
فرمانده
severity
سختی ، سخت گیری، دردناکی
sacred
مقدس، محترم
violate
نقض کردن، بی احترامی کردن، تجاوز کردن، قانون شکنی کردن
violator
متخلف، متجاوز، قانون شکن
sincere
صادق صمیمی، خالص، درست
peninsula
شبه جزیره
chronology
یک لیست یا توضحات وقایع بر اساس ترتیب رخدادشان
consequently
در نتیجه، بنابراین
denial
انکار، تکذیب، عدم پذیرش
meridian
نصف النهار
longitudinal
طولی، مدت زمان دراز، وابسته به طول جغرافیایی
veteran
کهنه کار، کار آزموده، کهنه سرباز
apartheid
سیستم سیاسی تبعیض نژادی آفریقا
revisionist
تجدید نظر طلب، اصلاح طلب
credible
معتبر،باور کردنى ،موثق
colonialism
استعمار
verifiable
قابل تصدیق و تایید، قابل بررسی، قابل اثبات
slope
شیب، سرازیر کردن، سراشیب کردن
inflate
باد کردن، افزایش یافتن (قیمت،)، بزرگ شدن
gross
بزرگ، انبوه، بد، ناخوشایند
gross
در آمد ناخالص، در آمد داشتن، (پول) در آوردن
regulatory
نظارتی، تنظیمی
subsidize
کمک هزینه دادن
incursion
تهاجم، تعددی، تاراج
publicly
دولتی، عمومی
servant
خدمتکار؛ پیشخدمت
affluent
ثروتمند
amid
درميان ،وسط
ascend
صعود کردن، بالا رفتن
elitist
نخبه گرا
luxuriate in sth
لذت بردن از چیزی مخصوصا راحتی فیزیکی
luxurious
مجلل، راحت و گران
dignify
ارزش و احترام دادن، شان و مقام دادن به چیزی که سزاوارش نیست
impoverishment
بینوایی ، فقر، ایجاد فقر
supposedly
ظاهرا، بر اساس حرف یا باور اکثر مردم
patent
حق ثبت اختراع، حق انحصاری استفاده از یک اختراع، داشتن حق انحصاری استفاده از اختراع
prosperity
کامیابی، موفقیت
prosperous
کامیاب، موفق
handout
خیرات، غذا یا لباس یا .. مجانی به نیازمندان، جزوه
faucet
شیر آب
marble
سنگ مرمر، تیله بازی، گلوله شیشه ای
cask
بشکه، خمره چوبی
dismantle
جدا کردن قطعات یک ماشین یا هر چیز پیچیده برای از کار انداختن آن
aristocracy
طبقه اشراف،
attend
حضور داشتن، رفتن به جایی
succeed
موفق شدن، کامیاب شدن، جای کسی یا چیزی را گرفتن