Level 7 Level 9
Level 8

8th Steps


100 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
spread
پخش کردن، منتشر شدن، گستردن
suitable
در خورد، شایسته، فراخور، مناسب
cramp
گرفتگی عضلات جا تنگ کردن
dingy
چرک، تیره رنگ
shabby
کهنه، ژنده، مندرس
spacious
فراخ، جادار
grave yard
قبرستان
cemetery
قبرستان، گورستان
distort
کج کردن، تحریف کردن
residential
مسکونی، وابسته به اقامت، قابل سکنی
commute
هر روز از حومه به شهر و بالعکس سفر کردن
faint
ضعیف کردن، غش کردن
panic
وحشت، دهشت، اضطراب، هراس
baffle
گیج یا گمراه کردن
disorient
بهم خوردن، ناجور شدن، غیر متجانس شدن
candlelight
روشنایی شمع
champagne
شامپانی، نام مشروبی که در شامپانی فرانسه تهیه می شود
convenient
راحت، مناسب، راه دست
realtor
دلال معاملات ملکی
client
مشتری
fond
علاقمند، شیفته، انس گرفتن
adore
عشق ورزیدن، عاشق شدن، پرستش
passion
اشتیاق و علاقه شدید، احساسات و تعصب شدید (شهوانی)
passionate
آتش مزاج، احساساتی
sweet
شیرین، خوش
swollen (P.P of swell)
ورم کرده
behind the bars
پشت میله های زندان
fire (ops=hire)
بیرون انداختن آتش و...
paralytic
افلیج، وابسته به فلج
penitentiary
ندامتگاه، بازداشتگاه
traffic warden
پارکبان
warden
سرپرست، ولی، رئیس،ناظر، نگهبان
diaper
گل و بوته دار کردن پوشاک بچه، کهنه
thatch
کاه گِل
state university
دانشگاه دولتی
punish
ادب کردن، تنبیه کردن، گوشمالی دادن، مجازات کردن، کیفر دادن
torture
شکنجه، عذاب، زجر (دادن)
petrify
سنگ کردن یا شدن
terrify
وحشت زده کردن
courageous
دلیر، با جرات
victim
قربانی، طعمه، تلفات
rescue
رهایی، خلاصی
hero
قهرمان، دلاور
coward
ترسو، بزدل
brave
شجاع، دلیر، دلاور
bad-tempered
بدخو، تندخو
furious
خشمناک، آتشی، متعصب
moody
بد اخلاق، اخمو، عبوس، ترش رو
mood
حالت، حوصله، حال خُلق، مشرب
irritate
رنجاندن، عصبانی کردن، برانگیختن
upset
ناراحت، آشفته، واژگون کردن
stir
جنبش، حرکت بهم زدن، تکان دادن (بیشتر در مورد غذا)
steer
راندن، اداره کردن، هدایت کردن، راهنمایی کردن
departure (time)
زمان پرواز حرکت، عزیمت، کوچ، مرگ
arrival (time)
زمان فرود ورود، دخول
avoid
احتراز کردن، دوری کردن
descendant
اولاد، زادگان، نسل، زاده
disadvantage
زیان، بی فایدگی
advantage
فایده، صرفه، سود، مزیت
obese
فربه، گوشتالو، چاق
goatee
ریش بزی
dimple
زنخدان، گودی
partial
جزئی، پاره ای غیر منصفانه، جانبدارانه
mosquito
پشه
starve
گرسنگی کشیدن، از گرسنگی مردن قحطی زده شدن
commit
سر سپردن، مرتکب شدن
groan
ناله، فریاد شکایت، نالیدن، گله
whistle
سوت زدن، صفیر
tear
اشک و گریه و...
burst into tears
ترکیدن بغض
burst
ترکیدن، منفجر کردن
complain
نالیدن، غرولند کردن، شکایت کردن
grin
پوزخند
ballet
رقص با اسکی و موسیقی
nonsense
مهمل، یاوه، مزخرف
cheerful
بشاش، خوش رو
notice
آگهی، خبر دادن، اعلان، اخطار
absolute
مطلق
delight
خوشی، لذت، شوق، دلشاد کردن
cheer
فریاد و هلهله، دلخوشی کردن تشویق، آفرین
frown
اخم (کردن)، روی در هم کشیدن
sigh
آه (کشیدن)، افسوس خوردن، آه حسرت
sulk
قهر، اخم، ترشروئی
point of view
بینش
bang
بستن، چتری بستن مو
fare
کرایه حمل و نقل، کرایه
stead
مکان، محل
kick
لگد زدن
dash
خط فاصله، اسب دوانی، دو سرعت
stamp
تمبر زدن، مهر زدن، نقش بستن، نشان دار کردن
waist
کمر بند، کمر لباس دور کمر
sloppy
شلخته
short-sighted
نزدیک بین کوته نظر
binoculars
دوربین دوچشم، دوچشم
thoughtful
اندیشمند، فکور
steadily
به طور پیوسته و یکنواخت با سعی و کوشش
blink
چشمک زدن (با دو چشم)، پلک زدن تجاهل، نادیده گرفتن
pregnant
حامله
limp
لنگیدن
knock out
از بین بردن، ناکار کردن با مشت یا بکس از پا در آوردن