Level 16 Level 18
Level 17

Hill 6


100 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
dumb
لال، گنگ، بی صدا، بی معنی، کدون
fabulous
افسانه ای، شگفت آور
odd
عجیب و غریب
outstanding
برجسته
weird
خارق العاده، غریب، جادو، مرموز
emphatic
موکد، تاکید شده
fountain
منبع، منشا، سرچشمه فواره
sequel
دنباله نتیجه، پایان، خاتمه
fatal
کشنده، مهلک، مصیبت آمیز، وخیم
terrify
وحشت زده کردن
captain
فرمانده، ناخدا، سروان، سرکرده
caption
عنوان، سرلوحه، عنوان دادن
perspective
لحاظ، دید، منظره، چشم انداز جنبه فکری، سعه نظر، روشن بینی
sink
سینک، وان دستشویی نشست کردن، فرو رفتن، گود افتادن، ته رفتن
liner
کشتی یا هواپیمای مسافربری
burglar
دزد، سارق منزل
hilarious
خنده دار، مضحک
scriptwriter
نمایش نامه نویس
chase
تعقیب کردن، دنبال کردن
extraordinary
فوق العاده، غیر عادی، شگفت آور
witchcraft
جادوگری، افسونگری
phenomenon
پدیده، حادثه، عارضه
cast
بشکل در آوردن، در قالب قرار دادن
battle
رزم، پیکار، جنگ
bestseller
پرفروشترین کتاب، پرتیراژ ترین کتاب
fame
شهرت، نام، آوازه، مشهور کردن
trouble
آزار دادن، زحمت دادن، آشفتن، دچار کردن
nominate
کاندید کردن، نامزد کردن نامیدن، معرفی
defend
دفاع کردن از، حمایت کردن
gang
جمعیت، گروه دسته جنایتکاران
revenge
عایدی، منافع، بازده، درآمد، سود سهام
archbishop
اسقف اعظم
argue
بحث و گفتگو کردن، مشاجره کردن دلیل آوردن، استدلال کردن
crown
تاج، تاج گذاری فرق سر بالای هر چیزی
surface
سطح، رویه، نما، ظاهری
roll
غلتاندن، چرخش، گردش، بِدَورانداختن
twirl
چرخش، گردش، چرخیدن
wrinkle
چین و چروک، چروکیدن
modal
کیفیت، چونی، مقید
interpret
تفسیر کردن، ترجمه کردن
plenty
فراوان، بسیار
proof
دلیل، گواه، مدرک، نشانه، اثبات
spill
ریزش، ریختن، پاشیدن
leash
افسار سگ و حیوانات
obligation
التزام، اجبار، وظیفه
prohibition
منع، نهی، تحریم، قدغن
regulation
آئین نامه، قاعده، قانون، دستور
violent
تند، سخت، شدید جابرانه، قاهرانه، قاهر
cockroach
سوسک حمام
slimy
لجن مال، لجن آلود لیز و لزج
furry
خزپوش، خزدار، خز پوشیده
gentle
نجیب، با تربیت ملایم، آرام، رام کردن
smelly
بد بو، بودار، متعفن
pearl
مروارید، دُرّ، لؤلؤ صدف مردمک چشم
hatch
تخم دادن، تخم گذاشتن، روی تخم مرغ نشستن، جوجه بیرون آمدن، جوجه گیری دریچه، روزنه
regency
اداره یا محل کار، حکومت نایب السلطنه
recruit
استخدام کردن تازه سرباز، کارمند تازه، نوآموز
horn
بوق، شیپور
hazard
مخاطره، خطر
shoplifting
بلند کردن جنس از مغازه
predicament
مخمصه، مضع نامساعد، وضع خطرناک
spank
با دست به کفل زدن، در کونی زدن
invest
سرمایه گذاردن
financial
مالی
confront
رو به رو شدن با، مواجهه دادن
rumor
شایعه، شایعه گفتن یا پخش کردن
firm
استوار، محکم، راسخ، ثابت
meanwhile
ضمناً، درضمن، در خلال
dilemma
وضع دشوار، مسئله غامض، معمای غیر قابل حل
sincerely
بی ریا، مخلص، صادق
determined
مصمم
due
مقتضی، موعد پرداخت، مقرر، سررسید
complement
تعارف، تعریف، تعریف کردن از
criticism
انتقاد، عیب جویی
regret
تأثر تأسف، پشیمانی، افسوس خوردن، حسرت بردن
sympathy
همدردی، همدلی، همفکری
pick up
برداشتن، سوار کردن مسافر
intention
قصد، اراده، نیت، منظور
skeleton
اسکلت، کالبد، استخوان بندی
stain
لکه، آلودگی
lit
Past form of light
passage
پاساژ، راهرو، گذرگاه
terror
دهشت، ترس زیاد، وحشت بچه شیطان
itinerary
برنامه سفر، خط سیر، سفرنامه
claim
ادعا، دعوی، مطالبه
board
تخته، تابلو، میز غذا و...
facilities
تسهیلات، امکانات
confirmation
تأیید، تصدیق
deluxe
تجملی، مجلل، لوکس
congestion
تجمع، ازدحام، انبوهی، تراکم
collision
برخورد، تصادف، تلاقی
back up
تکمیل و تقویت کردن، پشتیبان گیری
crouch
دولا شدن، قوز کردن
opportunity
فرصت، مجال
agenda
دستور جلسه
vocal
صدا، صوتی، خواندنی، آوازی
elate
برافراشته سربلند
appreciate
قدردانی درک کردن، احساس کردن
applaud
آفرین گفتن، تحسین کردن
string quartet
ارکستر چهار نفری مرکب از سازهای زهی