Level 12 Level 14
Level 13

Hill 2


99 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
gather
گرداوری کردن، گرد آمدن، جمع کردن
odd
سوگند ملایم، بخدا عجیب و غریب، آدم عجیب
sensible
آشکار، هویدا، معلوم
come up
پیش آمدن، مطرح شدن
insane
دیوانه، مجنون، بی عقل
rational
عقلی، معقول، عقلانی، منطقی
weird
خارق العاده، غریب، جادو، مرموز
absurd
پوچ، یاوه، مزخرف، ناپسند، عبث
sane
دارای عقل سلیم، عاقل، معقول، معتدل
giddy
گیج، بی فکر
drunk
مست، مخمور
puzzle
گیج کردن، آشفته کردن، متحیر شدن، معما، لغز، چیستان، جدول
amaze
متحیر ساختن، مبهوت کردن، سردرگم کردن
intoxicate
مست کردن، کیف دادن، سرخوش کردن
astonish
متحیر کردن، گیج کردن
dizzy
گیج، گیج شدن دچار دوران سر شدن
treatment
رفتار، تلقی، عمل درمان، معالجه
occupy
اشغال کردن، تصرف کردن
territory
سرزمین، خاک، خطه، ملک، کشور، قلمرو
grudge
کینه غبطه، غبطه خوردن بر لج، لجاجت
equipment
تجهیزات، ساز و برگ
bury
دفن کردن، بخاک سپردن
wilder
سرگردان، آواره متحیر کردن
wilderness
بیابان، صحرا سرزمین نامسکون و رام نشده
mean
میانه، متوسط، پست فطرت، بد جنس، آب زیر کاه درآمد، عایدی معنی، مفهوم
ruthless
ظالم، بی باک
cruel
بیرحم، ظالم، ستمکار، ستمگر
greedy
طماع، حریص
dishonest
نادرست، متقلب، دغل
vain
بیهوده، عبث، بی فایده مغرور، خودبین
sympathetic
همدرد، دلسوز، شفیق، غمخوار
generous
سخی، بخشنده
meanwhile
ضمنا، در خلال، در اثنای، در ضمن
sheriff
کلانتر کدخدا شهربانی داروغه ضابط
sincere
بی ریا، مخلص، صادق، صمیمی
dodge
جاخالی دادن، این سو و آن سو رفتن
innocent
بیگناه، معصوم، بی تقصیر، مبرا، مقدس
admire
پسند کردن تحسین کردن
kit
بچه گربه، بچه جانور، بچه زائیدن بسته لوازم، بنه سفر
cue
رهنما ایما و اشاره اشاره برای راهنمایی خواننده و بازیگر و گوینده
cathedral
کلیسای جامع
infection
عفونت، گند سرایت مرض
gargle
غِرغِره (کردن)، گلو شوئی
chiropractor
متخصص ستون فقرات ماساژور
poison
سم، زهر، زهرآلود، مسموم کردن، سمی
relative
نسبی، خوشایند
sissy
سوسول
sibling
برادر یا خواهر، هم نیا، هم نژاد
critical
بحرانی، وخیم انتقادی
slogan
تکیه کلام
hang on
سماجت ورزیدن ادامه دادن، ثابت قدم بودن
hang up
به صحبت تلفنی خاتمه دادن / در حالت معلق ماندن
respond
پاسخ دادن، پاسخ، واکنش نشان دادن
affirmative
مثبت، عبارت مثبت
hospitable
مهمان نواز، غریب نواز
materialistic
وابسته به مادیات
narrow-minded
کوتاه نظر، کوته فکر دهاتی
optimistic
خوش بین، خوش بینانه
pessimistic
بدبین، وابسته به بدبینی
self confident
مطمئن به خود
tolerant
شکیبا، بردبار، بامدارا، مدارا آمیز آزاد منش، آزاده
characteristic
منش، مشخصه
out of order
خراب، در هم بر هم نادرست از کار افتاده
mess
شلوغ کاری کردن آلوده کردن آشفته کردن
tit for tat
تلافی، ضربه
expense
برآمد، هزینه، خرج فدیه
majority
اکثریت
minority
اقلیت
for sale
حراج
make off
ناگهان ترک کردن، با عجله ترک کردن
hall way
تالار ورودی
gerund
اسمی که با اضافه کردن ing به آخر فعل به دست می آید اسم مصدر اسم فعل
city hall
شهرداری، فرمانداری
tit
ممه، نوک پستن دختر یا زن، تلافی، ضربه
persuasion
تشویق، تحریک اجبار متقاعد سازی
strategy
استراتژی، رزم آرائی
persuade
وادار کردن، بر آن داشتن
give in
تسلیم شدن
spouse
زن یا شوهر، همسر، زوج یا زوجه
charming
فریبا، فریبنده ملیح
humble
زبون فروتن، متواضع
give up
منصرف شدن، ول کردن، تسلیم کردن
argue
بحث کردن، گفتگو کردن، مشاجره کردن
major
بزرگتر، اعظم، کبیر، بزرگ
stream
نهر، رود، جوی
countryside
ییلاق حومه شهر
skyscraper
آسمان خراش رفیع، بلند
field
صحرا، دشت، زمین
palace
کاخ، کوشک
cottage
کلبه، خانه روستایی
bungalow
بنگله، خانه های ییلاقی
mansion
عمارت بزرگ، عمارت چند دستگاهی
flat
جلگه، دشت
mature
بالغ، کامل به حد بلوغ یا رشد رساندن رشد کردن
vicinity
همسایگی، مجاورت
landlord
موجر، مالک، صاحبخانه
landlady
صاحب ملک زن، زن صاحب ملک زن مهمان خانه دار میزبان
tenant
کرایه نشین، مستاجر
association
انجمن، شرکت، تجمع، هیئت امناء