Level 6 Level 8
Level 7

7. SOCIOLOGY


52 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
interrelationship
رابطۀ متقابل، روابط بین الملل
civilization
تمدن، انسانيت، فرهنگ
civilized
متمدن
brute-like
حيوان صفت، بى رحم
community
جامعه، اجتماع، انجمن
organization (association)
سازمان، تشکیلات (انجمن)
institution
مؤسسه، نهاد
settlement
توافق، زیست گاه
custom
رسم، سنت، عرف
indigenous
بومى (طبيعى، فطرى)
administration
مدیریت، حکومت، ادارۀ کل (تقسيمات جزء وزارت خانه ها در شهرها)
predecessor
سابق، قبلى (جد)
monarchy
سلطنت مطلقه، رژيم سلطنتى
abhorrence
نفرت، بيزارى
empire
امپراطورى، فرمان روايى
federal system
سیستم فدرال (ائتلافى، اتحادى)
presidential system
سیستم ریاست جمهوری
Congress
همایش یا کنگره (گونه ای از گردهم آییِ مجمعی از سران دولت، نمایندگان ممالک یا دانشمندان در راستای بحث و گفتگو در مورد مسائل سیاسی، اقتصادی، علمی و ...)
House the senate
مجلس سنا (نوعی مجلس قانون گذاری متشکل از اشراف، اشخاص باتجربه و سال‌خورده)
House of Representatives
مجلس نمایندگان
demography
آمار نگارى
demographer
متخصص آمار نگارى
ethnic (racial)
قومى (نژادی)
poll
رأى گیری، نظرسنجی، تعداد آراء اخذ شده (اغلب به صورت جمع)، فهرست نامزدهاى انتخاباتى
pollster
ناظر انتخابات، متصدى اخذ رأى، تحلیل گر نظرسنجی
questionnaire
پرسش نامه
respondent
پاسخ دهنده (در موقعیت متهم)، موافق
census
سرشماری، آمار
etiquette
آداب معاشرت، رسوم
netiquette
آداب معاشرت اینترنتی
protocol
موافقت مقدماتى، تشريفات، پیش نویس سند
courtesy
ادب و مهربانى، تواضع، مردمی
manners (conduct)
رفتار، طريقه، تربيت
office manners
رسوم اداری
solitude (isolation)
تنهایی، انفراد، خلوت (انزوا)
companion
همراه و همدم، هم نشين
sociable
اجتماعی، جامعه پذير، دوستانه
ethics (morality)
اصول اخلاق، آيين (اخلاق)
observe (abide by)
مراعات کردن (فرمان بردارى)
violate (breach)
نقض کردن، هتک حرمت کردن (نقض عهد)
wealth
ثروت، دارايى، سرمایه
affluent (rich; wealthy)
ثروتمند (دارا، توان گر)
poverty
تنگ دستى، فقر، کم يابى
inequality
نابرابری (در جامعه شناسی شامل پنج دستۀ آموزشی، جنسیتی، مشارکتی، نژادی و اجتماعی)
discontent
نارضایتی، شکایت
libel
تهمت، افترا، توهين
rebellion
سرکشى، شورش، تمرد
conflict (clash)
ستيزه، ناسازگارى (برخورد)
collide (crash)
به هم خوردن (درهم شکستن)
discord (disagreement)
نفاق، اختلاف نظر، ناسازگارى
harmony
هم سازی، هماهنگی، توازن
stability
ثبات، پايدارى