Level 12 Level 14
Level 13

13. MEDICINE


61 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
remedy (therapy)
درمان، علاج، دارو
medicinal
دارویی، شفاء بخش
medical
پزشکی
medical certificate
گواهیِ پزشکی
medical apparatus (instruments)
دستگاه پزشکی (ابزار)
medication (medicine; drug)
دارو، تجويز دوا
tablet (pill; capsule)
قرص (حبه دارو، کپسول)
injection
تزریق، داروى تزريق کردنى
anesthetic (narcotic)
بی هوشی، داروى بی هوشى (مخدر، مسکن)
surgery
اتاق جراحى، عمل جراحى
antibiotic
آنتی بیوتیک (دارویی (مانند پنی سیلین و مشتقات آن) جهت مهار رشد یا از بین بردن ریزاندامگانی شامل ویروس‌ها، باکتری ها، برخی قارچ ها و ...)
analgesic (pain-killer)
ضد درد، مسکن
tranquilizer
آرام بخش، داروی تسکین دهنده
opiate
مخدر، تسکین دهنده
potency (efficacy)
توان، قدرت، توانايى (کارآیی)
physician
پزشک
surgeon
جراح
dentist (dental surgeon)
دندان پزشک (جراح دندان پزشکی)
dietician (dietitian)
متخصص تغذیه
therapist
درمان شناس (متخصص در یک نوع خاصی از درمان)
radiologist
پرتوشناس (متخصص در تفسیر تصاویر حاصل از عمل تصویربرداری)
veterinarian
دام پزشک
diagnosis
تشخيص، تشخيص ناخوشى
prescription
نسخه، نسخه نويسى، تجویز
dispensary (pharmacy)
داروخانه عمومى، داروسازی، داروخانۀ تحت حمایت صندوق های خیریه
emergency (first) aids
کمک های اضطراری، کمک های اولیه
ailing (ill; sick)
بیمار
contract
بیمار شدن، منقبض شدن ماهیچه ها
afflict
مبتلا کردن، رنجاندن
symptom
نشانه، علائم مرض
indigestion
سوء هاضمه
injury (cut; wound)
آسیب، صدمه (برش، زخم)
hemorrhage (bleeding)
خون ریزی
disabled (handicapped)
معلول (ناقص)
deformity (malformation; misshapen)
بد شکلى، نقص خلقت (ناهنجاری)
incurable (fatal)
علاج ناپذير، بى درمان (کشنده)
cancer
سرطان
epidemic
بیماریِ همه گیر، مسرى، واگیر
endemic
بيمارىِ همه گير بومى، مختص یک ناحیه
incidence
شيوع مرض، وقوع
influenza (flu)
آنفلوانزا (یک عفونت ویروسیِ بسیار مسری که اغلب از راه تنفس منتقل می شود)
infection
عفونت، سرايت مرض
infectious
عفونى، واگير
contagious
مسری، واگيردار
contaminate
آلودن، سرايت دادن
inflammation
التهاب (نوعی پاسخ موضعی بدن به دنبال هر نوع آسیب بافتی (مانند بریدگی، سوختگی و ...)
microorganism (germ; bacteria)
جانوران کوچک و ميکروسکوپى (باکتری)
virus
ویروس (عامل نقل و انتقال امراض)
noninfectious
غیر عفونی
hypertension (high-blood pressure)
فشار خون، بيمارى فشار خون (فشار خون بالا)
heart attack
حمله قلبی، سکته (آسیب به عضلۀ قلب ناشی از کاهش یا توقف خون رسانی)
stroke
سکتۀ مغزی (اختلال ناگهانی در خون رسانی به ناحیه ای از مغز)
anemia
کم خونی
allergy
حساسيت نسبت به چيزى
chronic
ديرينه، مزمن، شدید
acute
حاد، (سلسله اعصاب) حساس
hygiene
بهداشت، علم بهداشت
sanitary
بهداشتی
inspect
بررسی کردن، رسيدگى کردن
immunization
ایمن سازی (فرآیند تقویتِ سیستم ایمنی فرد در مقابل یک عامل)
vaccination
واکسن زنى