Level 11 Level 13
Level 12

12. PERSONALITY


84 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
character
شخصیت، منش، سيرت
characteristic (trait)
مشخصه، ويژگى
introvert
درون گرایی، خویشتن گرای (انسان های خجالتی، متواضع و به طور معمول خود محور که انرژی خود را از درون خود دریافت می‌کنند (ایده‌ها و مفاهیم را از ذهن))
extrovert
برون گرایی (انسان علاقه مند به همراهی با مردم، شخصى که تمام عقايد و افکارش متوجه بيرون از خودش است)
innate (born)
ذاتی، فطرى
sanguine (optimistic)
خوش مشرب، امیدوار و مثبت اندیش (خوش بین)
cheerful (joyful; joyous)
بشاش، خوش روى
ardent (fervent; passionate)
مشتاق (پرشور و شعف)
enthusiastic (warmhearted; zealous)
مشتاق، علاقه مند (مهربان، هواخواه)
sociable (social)
اجتماعی، خوش مشرب
courteous
مؤدب، فروتن
cordial (hearty; genial)
صميمى، خون گرم، خوش رو
sincere (earnest; genuine)
مخلص، صادق، صميمى (دل گرم، حقيقى)
candid (frank; straightforward)
بى پرده، منصفانه، صاف و ساده (صریح، صادق)
trustworthy (reliable; dependable)
قابل اعتماد، قابل اطمينان
ingenuous
صاف و ساده، بى تزوير، رک گو، اصیل
hospitable
مهمان نواز، غريب نواز، مهمان نوازانه
charitable (bountiful; generous)
دست گير، سخى، بخشنده، (موسسه) خيريه
sympathetic (compassionate)
هم درد، دل سوز، شفيق
knowledgeable (erudite)
باهوش، زيرک، مطلع، آگاه (عالم)
intelligent (smart; bright)
زيرک، باهوش
humorous
طنز آمیز
witty
بذله گو، شوخ
versatile (many-sided; multi-faceted)
داراى استعداد و ذوق، همه کاره
competent (qualified)
لايق، شايسته (واجد شرایط)
assiduous (diligent; arduous; laborious)
سخت کوش، دارای پشتکار
ingenious (clever)
مبتکر، باهوش
judicious (wise; sensible)
عاقل، دانا، خردمند
frugal (thrifty; economical)
صرفه جو (مقتصد)
inquisitive (curious)
کنجکاو، پی جو
officious (prying)
فضول، مداخله گر، ناخواسته (کنجکاوی)
intrusive
سرزده، ناخوانده، فضول، فضولانه
impetuous (hasty)
بى پروا، سریع (شتاب زده)
impulsive (rash)
عجول، بى پروا، عمل بدون فکر قبلی و فی البداهه
whimsical (odd; eccentric)
بوالهوس، وسواسى، دهن بين (عجيب و غريب)
fanatic
شخص متعصب
mischievous
موذی، بدجنس
skeptical (dubious; doubtful; suspicious)
شک گرايى، ترديد، دیر باور (بدگمان، مشکوک)
reluctant (loath)
بی میل (بیزار)
vigilant (alert; watchful; wary)
مراقب، هوشیار
cautious (careful; prudent)
هوشيار، محتاط، مواظب
scrupulous (discreet)
محتاط، وسواسى
composed (cool; calm; self-controlled)
آرام، خونسرد
reserved (restrained)
محتاط، کم حرف (کسی که احساسات رو دیر بروز می دهد)
melancholy (moody)
بد اخلاق، عبوس، ماليخوليا یا سودازدگى (نوعی افسردگی که مهم‌ترین ویژگی آن بی انگیزگی همراه با اختلال بارزِ روانی حرکتی و احساس گناه است)
depressed (dejected)
دلتنگ، پريشان، افسرده
frustrated (disappointed)
نااميد، ناکام
pessimistic
بدبين، وابسته به بدبينى
anxious (uneasy; care)
مشتاق، دلواپس (مضطرب)
timid (cowardly)
ترسو، کم رو، محجوب
dependent
وابسته، مربوط، محتاج
humble (unpretentious)
پست، فروتن، متواضع، محقر (بی تکلف)
listless (languid)
بی میل، بی توجه (ضعيف، بى حال)
stubborn (obstinate)
سمج، خود رأى، لجوج
persistent (persevering)
مصر، سمج (با پشتکار)
adamant (dogged; insistent; unbending)
يک دنده (مصر، قاطع)
contemptuous (scornful)
اهانت آميز، مغرورانه، قابل تحقير، تحقیر آمیز
pompous (vainglorious)
باشکوه، خود نمایانه (خودستا)
haughty (arrogant; supercilious)
مغرور و متکبر (خودبين، از روى خودخواهى)
dominant (governing)
غالب، برجسته (حاکم)
domineering (overbearing; tyrannical)
سلطه جو (از خود راضی، استبدادی)
presumptuous (daring; audacious)
مغرور (گستاخ، بی پروا)
extravagant (lavish)
غيرمعقول، عجیب غریب، گزاف، مفرط (حراج، ولخرج)
aggressive (quarrelsome; belligerent)
پرخاش گر، متجاوز (ستیزه جو)
ferocious (fierce)
تندخو، خشمگین
hostile (unfriendly)
متخاصم، ضد (غیر دوستانه)
offensive (irritating; annoying)
متجاوز، اهانت آور (رنجش آور)
bad-tempered (ill-humoured)
بدخلق، عبوس
relentless (unrelenting)
بی رحم (بى امان، سخت گير)
reckless (heedless)
بی پروا، بى ملاحظه
selfish (egotistic)
خودخواه، خود پرست (خود خواهانه)
avaricious (rapacious; greedy)
حريص، آزمند (درنده خو، طماع)
stingy (miserly)
ناشی از خست، خسیس، چشم تنگ
snobbish
مغرور، پرافاده
hypocritical (insincere)
متظاهر، ریاکار (غير صميمى)
foolish (silly; stupid)
احمق، ابلهانه
clumsy (awkward)
بد ترکيب، زمخت، نا آزموده (غير استادانه)
ignorant (uninformed)
نادان، جاهل (بی اطلاع)
incompetent (incapable; unfit)
بی کفايت، فاقد صلاحیت (ناتوان، نامناسب)
irresponsible (untrustworthy; unreliable)
وظيفه نشناس (غیر قابل اعتماد)
negligent (neglectful)
غافل، بى دقت، فروگذار
neutral
بي طرف
detached (impartial)
جدا، منفصل، بی اعتنا (بي غرض، عادل)
disinterested (fair; unbiased; unprejudiced)
بی غرض، بی طرف (منصفانه، بى تعصب)