Level 1 Level 3
Level 2

계절 / 날씨


97 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
계절
فصل
홍수
سیل
기온
دمای هوا
높다
بالا بودن، زیاد بودن
낮다
پایین بودن، کم بودن
건조하다
خشک بودن (هوا)
습기
رطوبت (حس) = 습도
습도
رطوبت (درجه) = 습기
햇빛이 강하다
شدید بودن نور خورشید
무덥다
خیلی گرم و سوزان بودن (هوا)
소나기
رگبار
천둥
رعد
번개
برق (رعد و برق)
천둥번개
رعد و برق
벼락
رعد و برقی که به زمین میخوره
벼락부자
کسی که یک شبه پولدار شده
벼락치기
شب امتحان خوندن
태풍
کولاک، طوفان
쌀쌀하다
خنک و سرد بودن
썰렁하다
سرد و سوت و کور بودن
시원하다
خنک بودن
선선하다
خوب و خنک بودن (هوا)
날이 풀리다
گرم شدن روزها، بهار شدن
포근하다
گرم و دلپذیر بودن
서늘하다
خنک بودن، ترسناک بودن
후텁지근하다
شرجی بودن
불쾌지수가 높다
بالا بودن میزان نارضایتی
공포영화
فیلم ترسناک
습하다
مرطوب بودن
건기
شش ماه خشکی
우기
شش ماه بارانی
장마
فصل بارانی
장맛비
بارانی که در فصل بارانی میبارد
사우나
سونا = 찜질방
찜질방
سونا = 사우나
푹푹찌다
گزگز شدن از گرما
스콜
بوران
견디다
تحمل کردن = 참다
피다
شکفتن (گل)
새싹
جوانه
꽃가루
گرده‌ی گل
폭우
باران شدید
폭설
برف شدید
단풍이 들다
قرمز و زرد شدن برگ‌ها
낙엽이 지다
برگ‌ریزان شدن
얼다
یخ زدن
녹다
آب شدن
عرق
손발이 시리다
دست و پا لمس شدن (از سرما)
꽃샘추위
سرما زدن به بهار
열대야
گرم شدن بی‌موقع
호수
دریاچه
불꽃놀이
آتشبازی
그치다
بند آمدن (باران یا برف)
یهو، ناگهانی
잔뜩
زیاد، فراوان
큰폭으로
با وسعت زیاد، شدید
먹구름
ابر سیاه
난방
گرمایش، وسیله گرمایشی
냉방
سرمایش، وسیله سرمایشی
실내
داخل، داخل اتاق ≠ 실외
실외
بیرون، بیرون اتاق ≠ 실내
갇혀 있다
گیر افتادن، حبس شدن
조만간
به زودی، کمی بعد، اندکی بعد = 곧
탕분간
فعلا
چمن
초원
دشت، چمنزار
나들이
دور دور کردن، گشت و گذار رفتن
소풍
پیک‌نیک، اردو
꽃구경을 하다
گلها را تماشا کردن
피서를 가다
ییلاق رفتن، به منطقه ی سردسیر رفتن
단풍놀이
برگ‌های پاییزی را تماشا کردن
눈싸움
جنگ گلوله برفی
김장을 하다
کیمچی درست کردن
구름이 끼다
ابری شدن
شمال
جنوب
شرق
غرب
북한
کره‌شمالی
남한
کره‌جنوبی
차츰
کم‌کم، به آرامی = 천천히
영하
منفی (درجه‌ی دما)
영상
مثبت (درجه‌ی دما)
최저
کمترین (دما)
최고
بیشترین (دما)
적설량
میزان بارش برف
강우량
میزان بارش باران
응시하다
ثبت نام در امتحان = 신청하다
شانس، بخت
불운
بدشانسی، بخت بد
돌붕
باد ناگهانی، شهرت ناگهانی
동반하다
با هم بودن
동반자
همراه (زن/شوهر)
요란하다
شلوغ بودن (دیداری/شنیداری)
화려하다
پر زرق و برق، با شکوه ≠ 무난하다
무난하다
ساده بودن ≠ 화려하다