Level 1 Level 3
Level 2

501-1000


499 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
tremor
زلزله
volcano
آتشفشان
wind
باد. از نفس افتادن ( تلفظ: ویند )
wind
حلقه زدن. چرخاندن ( تلفظ: وایند )
drizzle
ریز باریدن
avalanche
بهمن. نزول ناگهانی و عظیم هر چیز
Lashing down
باران شدید باریدن
Hail
تگرگ. تگرگ باریدن
fake
جعل کردن
illegible
خوانا
eligible
واجد شرایط بودن
shoot
پرتاب گلوله. فیلمبرداری کردن
treat
درمان کردن. رفتار کردن. کسی را مهمان چیزی کردن
Rest
استراحت کردن. باقیمانده
firm
شرکت یا کارخانه. استوار
consent
موافقت کردن
Contest
بحث و جدل
Content
محتوا
Context
مفاد
Dispense
توزیع کردن
Disperse
پراکنده کردن
Conspicuous
قابل توجه
Conscientious
باوجدان
Meticulous
دقت و ریز بین
Miraculous
حیرت آور
Ridiculous
احمق
Legal
قانونی
Logical
منطقی
Local
محلی
Rational
عقلانی
Racial
نژادی
Preserve
نگه داشتن
Persevere
ثابت قدم ماندن
Adapt
وفق دادن
Adopt
قبول کردن
confirm
تصدیق کردن
conform
وفق دادن
Comment
توضیح
Commence
شروع کردن
Commerce
بازرگانی
Commend
ستودن
Gallant
شجاع
Unaccustomed
غیرعادی
Inhabit
ساکن شدن
Dismal
پریشان کننده
Frigid
خیلی سرد
Talent
استعداد
Gloomy
تاریک
Weird
مرموز
Interfere
مزاحم شدن.
Interference
تداخل
Rage
خشم
Vicinity
در مجاورت
Excel
برتری داشتن
Victorious
پیروز
Glimpse
نگاه سریع
Fiction
وهم
Gleam
کم نور
Hazy
کدر
Vicious
بد ذات
Bewildered
گیج
Thrust
فشار محوری
Pledge
تعهد دادن
Surpass
بهتر شدن
Grateful
سپاس گذار
Wary
هشیار
Opt
انتخاب کردن
Horrid
ترسناک
Reckless
بی دقت
Wretched
بدبخت
Panic
ترس
Jagged
ناهموار
Scarcely
به دشواری
Crafty
حیله گر
Testify
شهادت دادن
Transmit
فرستادن
Deprive
منع کردن
Trifle
مقدار اندک
Slavery
بردگی
Obstacle
مانع
Pile up
از کار افتادن. جمع شدن
Auxiliary
کمک دهنده
Thaw
آب شدن. Melt
Bulge
برآمدن. بالا رفتن
Nest
لانه سازی کردن
Nestle
آرمیدن. قرار داشتن
Irritate
عصبانی کردن
Irrigate
آبیاری کردن
Aggregate
جمع کردن
Aggravate
بدتر کردن
Aggrade
بالا بردن سطح توسط انباشته شدن رسوبات
Famine
قحطی
Feminine
مونث
Sunset
غروب آفتاب
Concur
موافقت کردن
Conquer
غلبه کردن
Relevant
مربوط. وابسته. قابل اجرا
evolve
تکامل یافتن
Revolve
چرخیدن
Resolve
حل کردن
Constrict
تنگ کردن
Constraint
وادار کردن
Restrict
ممنوع کردن
Dispose of
خلاص شدن
Dispose
مرتب کردن
Withdraw
عقب نشینی کردن
Drawback
عیب. ایراد
Ladder
نردبان
latter
آخری
Dawn
طلوع
Mandatory
اجباری
Matrimony
زندگی زناشویی
Mortal
فانی
Relic
باقی مانده
Dedicate
وقف کردن
Delicate
حساس
Delegate
وکیل
Relegate
کاهش دادن. ارجاع کردن
Regulate
تنظیم کردن
Instruct
آموختن
Comprise
در بر داشتن
Compromise
مصالحه کردن. به مخاطره انداختن
Denominator
مخرج
Nominator
معرفی کننده
Dominator
حکم فرما
Infinite
نامحدود
Infinitesimal
بسیار کوچک
immortal
ابدی
relic
آثار باقیمانده
finite
محدود
expose
در معرض قرار دادن
impose
تحمیل کردن
dispose
مرتب کردن. متمایل بودن
withdraw
رها کردن. حذف کردن یک درس در دانشگاه
former
قبلی
dawn
شروع کردن. روشن کردن
Axillary
زیر بغل
Auxiliary
کمک کننده. یدکی
pile up
جمع شدن
bulge
باد کردن. بر آمدن شکم
commute
سفر درون شهری
comminute
پودر کردن
Contemplate
اندیشیدن
Exalt
تجلیل کردن
Soul
روح
Animism
اعتقاد به عالم روح
Nap
چرت زدن
Myth
افسانه
Outweigh
مهمتر بودن از
Ultimately
سرانجام
Detriment
زیان
t
بیان شادی نمودن
Moth
بید. پروانه
Deify
پرستیدن
Constitute
تشکیل دادن. تاسیس کردن
Institute
برقرار کردن. بنیاد نهادن
Fatally
مرگ آور. مهلک
Forensic
جرم شناسی
Anesthesia
بیهوشی
Surgeon
جراح
Surgery
جراحی
Cure
معالجه کردن
Implant
کاشتن. جای دادن
Inject
تزریق کردن
Obese
چاق
Scar
جای زخم بعد از جراحی
Cicatrix
جای زخم
Cosmetic
زیبایی آرایشی. سطحی. صوری
Garbage
زباله
Satirical
کنایه دار
Intimidate
ترساندن. تهدید کردن
Perpetuate
جاودانه کردن
Ritually
از روی آداب و رسوم
Oppress
آزار دادن. مزاحم شدن
Erudite
دانشمند
Suspend
مکث کردن
Suspect
شک کردن
Reconciliation
صلح بعد از دشمنی
Commodity
جنس برای فروش یا خرید
Equity
انصاف
Equality
برابری
Impoverish
فقیر کردن
Expertise
مهارت. حرفه
Blindfold
چشم بسته
Compassion
دلسوزی
Pity
ترحم
Witty
بذله گو
Deserve
سزاوار بودن
Reserve
نگه داشتن
Reverse
معکوس کردن
Solidarity
اتحاد
Sole
تنها. منحصربفرد
Solitary
منزوی
Proprietor
مالک
Property
دارایی. خاصیت
Properly
به طور شایسته و مناسب
Industrious
ماهر
Industry
صنعت
Merit
سزاواری
Resign
استعفا دادن
Relinquish
استعفا دادن
Abdicate
استعفا دادن
Vertebrates
مهره داران
Invertebrates
بی مهرگان
Amphibians
دو زیستان
Reptiles
خزندگان
Mollusks
نرم تنان
Crustaceans
سخت پوستان
Rodents
جوندگان
Lagomorphs
خرگوش سانان
Marsupials
کیسه داران
Fang
دندان جلوی مار
Fin
باله ماهی
Gill
آب شش
Scale
پولک
Cartilage
غضروف
Echinoderm
خارپوست
Arthropod
بند پایان
Arachnids
عنکبوتیان
Herbivorous mammals
پستانداران گیاهخوار
Carnivorous mammals
پستانداران گوشتخوار
Ungulate
سم داران
Marine mammals
پستانداران دریایی
Primate mammals
پستانداران توسعه یافته مثل انسان ها و میمون ها
Insectivorous mammals
پستانداران حشره خوار
Flying mammals
پستانداران پرنده
Omnivorous
همه چیز خوار
mammals
پستانداران
Pouch
کیسه کانگورو
Shell
پوسته
Flesh
گوشت
Barb
خار
Carapace
لاک
Perching
طوطی سانان
Nocturnal Birds
پرندگان شب بیدار
Birds of prey
پرندگان شکاری
feather
پر
Bill
منقار
Beak
منقار
hibernation
خواب زمستانی
reproduction
تولید مثل
echolocation
مسیریابی با استفاده از صدا
Mating
جفت گیری
breeding
جفت گیری
Mane
یال اسب
Hump
کوهان
Tusk
عاج
Ivory
جنس عاج
Entrepreneurial
کارآفرین
Haggle
چانه زدن
Award
جایزه
Reward
پاداش دادن
Advocate
دفاع کردن. وکیل
Coalition
ائتلاف
Poll
رای شماری
Counselor
مشاور
consultant
مشاور
Dean
رئیس دانشگاه
Announcement
آگهی
De facto
دولتی که با انقلاب و نظیر آن روی کار آمده و هنوز بطور رسمی شناخته شده نیست. عملی ولی غیر رسمی
De jure
مشروع. بطور قانونی
Administration
مدیریت
Official
اداری
Admission
پذیرش
Apply
درخواست کردن. بکار بردن
Tuition
شهریه
Fee
حق الزحمه
Assistant
معاون. دستیار
Advisor
مشاور. راهنما
Bureaucracy
حکومت اداری. خدمات اجتماعی
Condemn
محکوم کردن
Apprehend
دستگیر کردن
Inquiry
تحقیق. رسیدگی. تجسس
Intrusive
فضول. سرزده
Surveillance
تجسس. پاییدن
Assail
هجوم بردن
Impair
آسیب زدن. تاثیر منفی گذاشتن
Inference
استنباط
Impartial
بی غرض
Partially
اندکی
Objectively
بی غرضانه
Objection
اعتراض
Corruption
فساد دولتی
Scandal
سوء رفتار. رسوایی
Concentrated
غلیظ
Cartel
کمپانی کوچک
Juxtapose
کنار هم نهادن
Subtly
از روی زیرکی. از روی موشکافی
Kin
خویشاوند
Keen
باهوش. مشتاق. تیز
Sibling
برادر یا خواهر
Sentiment
احساس
Ward off
دفع کردن. از خود دور کردن
Annexation
پیوست. انضمام
Lumber
الوار. سنگین حرکت کردن
Limber
انعطاف پذیر
Infrastructure
زیر بنا
Credence
اعتقاد. باور
Replenish
سوخت گیری مجدد
Trivial
بی اهمیت. ناچیز
Trial
دادخواهی. محاکمه. امتحان کردن
Spectacular
تماشایی
Submerge
در آب فرو رفتن
Pertain
مرتبط بودن. متعلق بودن
Depositor
امانت گذار
Identify
تعیین هویت کردن
Identity
ویژگی. شخصیت. یکسانی
Bond
پیوند. وصل کردن
Clique
گروهک
Amplitude
دامنه ( برق )
Fluctuate
نوسان کردن
Dilemma
بر سر دوراهی ماندن. مسئله غامض
Detour
انحراف. منحرف کردن. راه انحرافی
Reciprocity
مقابله به مثل. عمل متقابل
Fern
سرخس
Tremor
زمین لرزه
Focus
کانون عدسی. قطب
Fault
گسل
Epicenter
مرکززلزله
Seismic wave
وابسته به زلزله
Isoseismic line
خط زلزله
Solidifying
جامد کردن
Magmatic matter
مواد مذاب
Molten rock
سنگ گداخته شده
Geyser
چشمه آبگرم
Cliff
پرتگاه
Glacier
یخچال طبیعی
Cavity
گودال. حفره
Firn
برفاب
Dissolution
از هم گسستگی
Collapse
فرو ریختگی
Gorge
دره عمیق
Stream
آبراهه
Spring
چشمه
Waterfall
آبشار
Effluent
نهر فرعی
Plain
دشت. جلگه
Canyon
دره عمیق
Trench
چاله. خندق
Guyot
یک نوع کوه آتشفشان
Atoll
جزیره مرجانی
Shore cliff
صخره های ساحلی
Barrier beach
مانع ساحلی
Aridity
خشکی
Rainfall
بارندگی
Dune
تپه
Sundry desert
بیابان ماسه زار
Palm
درخت خرما
Salinity
میزان شوری
Arctic
قطب شمال
Antarctica
قطب جنوب
Equator
خط استوا
Longitude
طول جغرافیایی
Latitude
عرض جغرافیایی
Axis
خط محور. محور تقارن
Rotation
چرخش
Meridians
نصف النهار
Tropic
نواحی گرمسیری
Crust
پوسته
Oceanic crust
پوسته اقیانوسی
Continual crust
پوسته قاره ای
Mantle
جبّه
Tectonic plate
صفحات ساختاری زمین
Mountain range
رشته کوه
Prairie
فلات. چمن زار
Mountain mass
توده کوه
Plateau
فلات
Islet
جزیره کوچک
Peninsula
شبه جزیره
Coastline
خط ساحلی
Strait
تنگه
Bay
خلیج کوچک
River estuary
دهانه رودخانه جایی که وارد دریا می شود
Archipelago
مجمع الجزایر
Sediment
رسوب
Sedimentary rock
سنگهای رسوبی
Basaltic layer
لایه های یک سنگ
Metamorphic rock
سنگهای دگرگون
Intrusive rock
سنگهایی از داخل آتشفشان
Igneous rock
سنگهای آذرین
Coast
ساحل
Topography
نقشه کشی
Compaction
فشردگی
Cementation
سیمان کاری کردن
fragment
قطعه
Eroded rock
فرسایش سنگ
Debris
خرابه
Basalt
نوعی سنگ چخماق
Designate
تخصیص دادن. نامزد کردن. گماشتن
Eligible
واجد شرایط
Disparity
ناهمخوانی. اختلاف (آمار )
Feather
پر و بال. بال دادن
Trim
پیرایش
Arrogantly
متکبرانه
Berate
سرزنش کردن
Despise
نفرت داشتن. خوار شمردن
Engaging
سرگرم کننده
Accommodate
وفق دادن. تطبیق ساختن
Marine biology
بیولوژی دریایی
Entomology
حشره شناسی
Ornithology
پرنده شناسی
Parasitology
انگل شناسی
Microbiology
میکروب شناسی
Paleontology
دیرینه شناسی
Tissue
بافت
Reproductive system
دستگاه تولید مثل
snail
حلزون
Barnacle
نوعی صدف دریایی
Scuba diving
غواصی
Ingestion
خوردن
Digestion
هضم کردن
Digestive enzyme
آنزیم گوارشی
Metamorphosis
دگردیسی
insecticide
حشره کش
Parental care
مراقبت های دوران بارداری
Endangered spices
گونه های در حال انقراض
Mutation
جهش
Mutant
جهش یافته
Yeast
مخمر
wasp
زنبور
Offspring
بچه جانوران نه انسان!! زاد و ولد. منشاء
burro
کره الاغ
cannibalism
آدم خواری
Respiration system
دستگاه تنفس
Amino acid
آمینو اسید (واحدهای سازنده پروتئین)
heredity
وراثت
Outbreak
شیوع. فاجعه
Retreat
عقب نشینی کردن
Retard
به تعویق انداختن
Retire
بازنشسته شدن. کناره گیری کردن
Augment
افزودن
Rule out
خط زدن. غیر محتمل شمردن
Provision
تهیه کردن. تدارک
Beige
رنگ قهوه ای روشن مایل به زرد و خاکستری. رنگ بژ
Appetite
اشتها
Skeptical
شکاک
Abstract
چکیده. خلاصه کردن
Context
مفاد. متن. سابقه
Portrayal
تصویر. مجسم سازی
Invent
اختراع کردن
Advent
ظهور
Ribbon
روبان. تسمه
Decipher
گشودن سر. کشف رمز
cipher
کد
Inscription
سنگ نوشته. کتیبه
Deferred
معوق
Arrear
بدهی معوق
Gingivitis
ورم لثه
Saliva
بزاق
Cavity
کرم خوردگی دندان
Enigma
چیستان. معما
Seismic
متزلزل. وابسته به زمین لرزه
Jovian planets
سیاره های مشتری مانند
Encounter
مواجه شدن
Infringe
نقض کردن
Employer
کارفرما
Employee
کارمند
Fluctuation
نوسان. افت و خیز
Mercy
رحم. مرحمت. بخشش. امان
Warren
جای نگهداری خرگوش و جانوران دیگر
Fumigate
بخار دادن. ضدعفونی کردن. دود دادن
Discredit
بی اعتباری. بد نامی. بی اعتبار ساختن
Admission
پذیرش. قبول
Elude
طفره رفتن. اجتناب کردن
illude
ریشخند کردن. فریب دادن. مسخره کردن
Spontaneous
خودبخودی
Decay
فاسد شدن. پوسیدن
Devise
تدبیر کردن. اختراع کردن. ارث گذاری. وصیت نامه
Advise
مشاوره کردن
Bulk
عمده
Balk
مرز. زمین شخم نشده
Gala
خوشی. شادی. با شکوه
Hilarious
خنده دار. مضحک
Improvisation
تعبیه. ابتکار
Incompetent
بی مهرت. نا شایسته
Skit
هجو ادبی. مسخره
Zeal
شهوت. تعصب شدید. اشتیاق و علاقه شدید
Exotic
نابومی. مرموز
Vanity
غرور. خودبینی
Cumbersome
سنگین. طاقت فرسا
Capricious
دمدمی مزاج. بوالهوس
Rash
عجول. جوش پوست. بی پروا
Feeble
ضعیف. عاجز. ناتوان
Cease
توقف. قطع کردن عملیات
Halt
سکته. لنگیدن. مکث کردن. متوقف کردن
Monarch
پادشاه
Underestimate
دست کم گرفتن. ناچیز پنداشتن
Divert
منحرف کردن یا شدن. متوجه کردن
Distract
اغفال کردن. منحرف کردن توجه
Censor
مامور سانسور. بازرس مطبوعات و نمایشها
Sensor
وسیله اکتشافی. حساس
Culprit
متهم. مقصر
Bait
دام. طعمه دادن. طعمه را به قلاب بستن
Juvenile
نوجوان. نوجوانی
adolescent
نوجوان بین 12 تا 18 سال
Offend
تخطی کردن. رنجاندن. دلخور کردن
Offender
متخلف. متجاوز
Presume
فرض کردن
Jeopardize
به خطر انداختن