Level 2
Level 1

1-500


497 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
abstract
انتزاعی. چکیده. مثال
abstract art
هنر انتزاعی
oriental
شرقی
relief
حجاری برجسته
hide
پوست. چرم گاو و گوسفند
ironic
کنایه آمیز
secrete
ترشح هورمون
reflect
بازتاب نور
refract
شکست نور
comet
شهاب سنگ از جنس یخ
asteroid
شهاب سنگ از جنس آهن
megafauna
حیوان بزرگ مثل ماموت و دایناسور
rite
رسم. آیین. تشریفات
ritual
تشریفاتی. آیینی
ritualize
رسمی و تشریفاتی کردن. شعائر دینی را بجا آوردن
fresco
نقاشی دیواری
camouflage
استتار
dynasty
سلسله
culture
کشت میکروب. فرهنگ
objective
اسم: هدف و مقصود. صفت: علمی بدون نظر خصوصی
subjective
وابسته به طرز تفکر شخص
economical
صرفه جو
economic
اقتصادی
economy
اقتصاد
notorious
بدنام
nutritious
مغذی
embrace
در آغوش گرفتن. ساپورت یک عقیده he embraced the idea
embarrass
شرمسار شدن
disguise
پنهان کردن. تغییر قیافه دادن
disgust
بی میلی. تنفر
inflammation
التهاب
inflation
تورو. پف کرده گی
recent
اخیرا
resent
رنجیدن
furry
خزدار (اسم) fur
fury
عصبانی. درنده خویی
ferry
عبور دادن با قایق
fairy
پری
comply
پیروی کردن. اطاعت کردن
compliant
مطیع. موافق
complain
شکایت کردن
complaint
شکایت
slander
افترا زدن
slender
باریک. ضعیف
participation
مشارکت
precipitation
بارش. عجله
comprehensive
جامع. فراگیر
comprehensible
قابل درک
school
دسته ماهی ها
unearth
از زیر خاک در آوردن
unearthly
غیر عادی
scarce
نادر.کمیاب
sacred
مقدس
emigrate
از کشور خودبه کشور دیگری برای زندگی رفتن
immigrate
به کشوری وارد شدن
thrust
پرتاب کردن
trust
اعتماد کردن
glimpse
بدون تعمد نگاهی گذرا انداختن
glance
به عمد نگاهی گذرا انداختن
proceed
پیش رفتن. اقدام کردن
precede
اولویت. حق تقدم
wager
شرط بندی
wage
حقوق و دستمزد
council
انجمن
counsel
اندرز و نصیحت
mainstream
فکر و عقیده و عملی که جامعه پذیرفته است. عرف. جریان اصلی آب
sound
بی عیب. بی خطر. دقیق
recreation
باز آفرینی. تفریح و سرگرمی
imposing
ابهت. تحمیل کننده
patch
وصله. زمان معین. قطعه زمین
given
معلوم و معین. According to
appendage
ضمیمه. دست یا پا که به بدن متصل میشه
amoeba
آمیب تا تک سلولی
outbreak
شیوع
membrane
غشاء پوسته
mucous
مخاطی
olfactory
وابسته به حس بویایی
nasal
وابسته به بینی
hemorrhage
خونریزی
vomit
استفراغ کردن
nausea
دلآشوب. حالت تهوع
proliferate
تکثیرکردن
transplant
پیوند زدن
viral
ویروسی
mutation
تغییر. جهش ژنی
pathogenic
بیماری زا
necrosis
بافت مردگی
hypertension
فشار خون
diabetes
دیابت
kidney
کلیه
bladder
مثانه
intestine
روده
intestinal parasites
کرم روده
gallbladder
کیسه صفرا
lung
ریه
liver
کبد
diarrhea
اسهال
tuberculosis
سل (TB)
fever
تب
asthma
آسم
chicken pox
آبله مرغان smallpox
Rheumatism
رماتیسم
artery
سرخرگ
vein
سیاهرگ
instigate
برانگیختن
trigger
ماشه را کشیدن. شروع کردن
intricate
پیچیده
delicate
ظریف
dedicate
تقدیم کردن
indicate
نشان دادن
intrigue
فریفتن
intrude
به زور وارد شدن. ناخوانده وارد شدن
intrinsic
ذاتی. فطری
story
طبقه یا سطح
overwhelming event
اتفاق قریب الوقوع
mutually exclusive
اگه یکی از گزینه ها انتخاب بشه بقیه گزینه ها خودبخود حذف میشن
string quartet
کنسرت 4 نفره
dining-hall
سلف سرویس
cubicle table
میزهای تک نفره
less or more
تقریبا
intangible
abstract
reminiscent
یادبود
I'm positive
I am sure
Tusk
عاج فیل
stratification
طبقه بندی
monetary
پولی
streak
تمایل. رگه. به سرعت حرکت کردن
doable
شدنی. امکان پذیر
durable
با دوام
sedentary
ساکن. غیر متحرک
forbidding
ناخوشایند. خطرناک
forbiddingly
بطور نفرت انگیز
trunk
خرطوم فیل. تنه درخت. صندوق ماشین. چمدان بزرگ. تنه
element
شرایط مطلوب گیاه و یا حیوان
extend
بزرگ شدن. Offer
conservative
محافظه کار
demonstrative
کسی که به آسانی احساساتش رو بیان میکنه
moderate
میانه. معتدل. کم کردن از یه مقدار زیاد
synthesis
ترکیب
subjugated people
طبقه پایین جامعه. اسیران یا مردم عادی
aristocracy
طبقه اشرافی (پادشاه. خانواده اش و اشراف)
craft
مهارت. پیشه
plough
شخم. گاو آهن. شخم زدن
scribe
کاتب
peasant
کشاورزانی که زمین از پادشاه کرایه می کردند.
pharaoh
فرعون
reign
سلطنت. سلطنت کردن
noble
اشراف
divinity
خداوند (به فرعون اطلاق میشد)
mandarin
مامورین عالیرتبه (در چین مسئول مالیات بودند)
hegemony
برتری. تسلط
vault
طاق ضربی
arch
طاق قوسی
polytheistic
شرک
worship
پرستش
colossal
غول آسا
sarcophagus
تابوت (برای مومیایی)
cremate
سوزاندن
clan
طایفه . جمع فامیلهایی که اصولا اسم یکسان دارند
tribe
قبیله . جمع افرادی که اعتقادات و رسوم یکسان دارند و از یک نژاد هستند
cattle raising
گله داری
Australopithecus
نمونه اولیه انسان که شبیه شامپانزه بود
cranial
جمجمه ای
vestige
بقایا
nomadic
چادر نشین. کوچ گر
arable
قابل کشتکاری
fabric
پارچه
vessel
کشتی. رگ. بشقاب
spindle
دوک نخ ریسی
loom
دستگاه بافندگی
sail
با کشتی مسافرت کردن. بادبان. یال
monument
اثر تاریخی. مقبره. بنای یادبود
sanctuary
پناهگاه. جای مقدس
interdict
منع کردن
intrepid
شجاع
intrigue
توطئه چیدن
linger
درنگ کردن (فعل هست، اشتباه نشود!!!)
nimble
زرنگ و چالاک
numb
بی حس
limber
انعطاف پذیر
altitude
ارتفاع
attitude
حالت
longitude
طول جغرافیایی
latitude
عرض جغرافیایی
multitude
گروه بسیار بزرگ
detach
جدا کردن
flake
پوسته پوسته شدن. تکه کوچک
pebble
سنگ کوچک
pottery
سفالگری
clay
خاک رس
lithic
سنگی
scraper
خراشنده
flint
سنگ چخماق
nature
طبیعت. ذاتی
nurture
اکتسابی. تربیت و پرورش. تربیت کردن.
literal
تحت اللفظی
figurative
وابسته به شکل. مفهومی
literate
باسواد
literature
ادبیات
literary
ادبی
ironic
طعنه آمیز
allusion
کنایه. اشاره
pun
جناس
paronomasia
جناس
wordplay
جناس
alliteration
وقتی چند کلمه پشت هم می آیند و حروف اولشان یه صدای مشترک داره
prose
نثر
ordinary writing
نثر بدون استفاده از قافیه
metaphor
استعاره
rhyme
قافیه. نظم
dialect
گویش. لهجه
ratify
به تصویب رساندن. تصویب کردن
trade
تجارت
treaty
عهدنامه بین دو قدرت
congress
مجلس سنا
repeal
لغو کردن
deflation
کم شدن قیمتها
demand
تقاضا
invest
سرمایه گذاری
prosperity
موفقیت اقتصادی
recession
بحران اقتصادی
capitalism
سیستم سرمایه داری
conservative
محافظه کار. پیرو سنت قدیم
criticize
نقد کردن. انتقاد کردن
deficit
کمبود. کسر
regulation
قانون
tax
مالیات
constitution
قانون اساسی
equivalent
هم ارز
impose
تحمیل کردن
legislature
قوه مقننه
merge
ادغام کردن
republic
جمهوری
communism
کمونیسم
demonstration
تظاهرات
protest
اعتراض
freedom
آزادی
privilege
برتری. امتیاز
pursuit
تعقیب. پیگرد
enact
وضع کردن قانون
counterpart
رونوشت. قرینه. همتا
defeat
مغلوب کردن
destroy
ویران کردن
folklore
رسوم اجدادی
betray
خیانت
treason
پیمان شکنی (وطن فروشی)
evidence
گواهی
lofty
ارجمند
aesthetics
زیبایی شناسی
anatomy
کالبد شناسی
alliance
اتحاد
analogy
مقایسه
animism
اعتقاد به عالم روح
anthropology
علم انسان شناسی. رابطه بین انسان و خدا
axiom
حقیقت آشکار
bureaucracy
کاغذ بازی
contradiction
تناقض. مغایرت
colony
مستعمره
cultivate
کشت کردن. زراعت
descendant
نسل. اولاد
descend
پایین آمدن. نزول کردن
discard
دور انداختن
hegemony
تسلط
intervention
مداخله
lineage
اصل و نسب
maternal
مادری
paternal
پدری
monarchy
رژیم سلطنتی
parliament
پارلمان
prehistory
ماقبل تاریخ
rebellion
طغیان. سرکشی
reclaim
مرمت کردن
shaman
کاهن یا کشیش در قدیم
tariff
تعرفه بندی
accumulation
انباشتگی
basalt
بازالت ( نوعی سنگ چخماق آتشفشانی سیاه)
basin
حوزه رود خانه
canyon
تنگه. دره تنگ و باریک
corrosion
خوردگی آهن
delta
دلتا
discharge
هرگونه روش تخلیه مواد از بدن
equator
خط استوا
erode
فرسایش خاک و سنگ
erupt
فوران
facet
سطح کوچک جواهرات
fossil
فسیل
geyser
چشمه آب گرم
glacier
یخچال طبیعی
granite
گرانیت
gush
فوران مایع
hemisphere
نیمکره
humus
گیاه خاک
lava
گدازه
layer
لایه
lipid
چربی
marble
مرمر
molten
ذوب شده
petrifaction
سنگ شدن
precipitation
ته نشینی در محلول. بارش
precipice
پرتگاه. سراشیبی تند
quarry
معدن سنگ
reservoir
مخزن آب
revolve
چرخیدن
sediment
رسوب کردن
spew
فوران کردن
stratum
طبقه. لایه
tremor
لرزش
vent
منفذ آتشفشان
volcano
آتشفشان
magma
گدازه که هنوز بیرون نیامده
crater
دهانه کوههای سیاره ماه . دهانه آتشفشان
foothill
کوهپایه
table land
زمین مسطح
plateau
فلات
capital
سرمایه. عالی. پایتخت. حرف بزرگ
capitol
ساختمان پارلمان ایالتی که تو هر ایالت آمریکا یکی وجود دارد
duplicity
دو رویی و ریا
anticyclone
گرد باد هوایی
avalanch
بهمن
breeze
نسیم
climatologist
متخصص آب و هوا
condensation
تبدیل بخار به مایع یا جامد
convection
انتقال گرما از طریق همرفتی
convergence
همگرایی
dense
چگالی
depression
توده ابری که باعث بارش می شود
desertification
بیابان زایی
drain
به تدریج آب چیطی را خالی کردن. زهکشی کردن
evaporate
تبخیر
fahrenheit
فارنهایت
front
جبهه
gust
تندباد
hail
تگرگ
haze
مه کم. بخار
humidity
رطوبت
spherical
کروی
rural
روستایی
repel
دفع کردن. مقابله کردن
satellite
ماهواره
solidify
جامد کردن
thaw
آب شدن یخ و ...
transparency
شفافیت
troposphere
لایه تروپوسفر
thunderstorm
طوفان همراه با صاعقه
tornado
گرد باد
updraft
جریان هوای رو به بالا
vapor
بخار
conservation biology
نگهداری محیط زیست
infiltration
نفوذ اب به داخل زمین
assimilation
جذب ( جذب نیترات توسط ریشه ها )
decomposition
تجزیه
aerobic
هوازی
anaerobic bacteria
باکتری بی هوازی
transience
زود گذری
root nodules
ریشه های گرهی
sublimation
تصعید ( تبدیل جامد به گاز )
plant respiration
هنگامی که گیاه کربن به هوا منتقل میکند
biomass
سوخت طبیعی ناشی از گیاهان با حیوانات
human emission
آلودگی محیط توسط انسانها
photolysis
تبدیل مولکول آب معلق در جو به اکسیژن و هیدروژن از طریق اسعه فرا بنفش خورشید
lithosphere
پوسته زمین
biosphere
قسمتی از کره زمین که زندگی در آن جریان دارد
affidavit
اظهار نامه. اقرار نامه
embezzle
اختلاس کردن
equity
برابری
justice
عدالت
fairness
مساوات
impartiality
بی طرفی
extradition
استرداد زندانی یا مجرم به کشورش
incommunicado
ممنوع الملاقات
injunction
حکم رسمی
larceny
سرقت
robbery
دستبرد
theft
دزدی
burglary
ورود غیر مجاز به منظور هر عمل غیر قانونی
break-in
ورود غیر مجاز با شکستن قفل یا در
mugging
سرقت همراه با زور
raid
شبیخون. پاتک
embezzlement
اختلاس
joyriding
سرقت ماشین به قصد تفریح
shoplifting
دزدی از مغازه
phishing
دزدی کردن از طریق اینترنت
steal
دزدی کردن
arsonist
کسی که به عمد خانه ای را آتش میزند
vandal
کسی که به عمد وسایل عمومی را خراب میکند
rapist
زورگیری بیشتر برای تجاوز
murderer
قاتل
mugger
سارقی که با حمله سرقت میکند. چاقو کش
pirate
کپی کننده و پخش کننده آثار دیگران. مانند کپی سی دی و ...
counterfeiter
جاعل پول یا وسایل یا مدارک
forger
جاعل. جعل کننده مدارک یا آثار هنری
fraudster
شیاد ( فریب مردم جهت بدست آوردن پول آنها)
conman
شیاد ( فریب مردم جهت بدست آوردن پول آنها)
shoplifter
دزد مغازه که پول وسایل را نمی دهد
burglar
دزد وسایل خانه
robber
سارق
thief
دزد
pickpocket
جیب بر
villain
نقش منفی فیلم. رذل
criminal
جنایتکار. جنایی
offender
متجاوز (sex offender ) . متخلف
felon
تبهکار. جانی ( کسی که مرتکب جرم عمد شود)
culprit
متهم
delinquent
وظیفه نشناس. قصور کننده
accomplice
شریک جرم
crook
متقلب ( کلاهبردار)
vicious
شرور (صدمه بدنی)
miscreant
خلافکار. بی وجدان
lien
حق تصرف
litigation
شکایت
plagiarism
سرقت ادبی
probation
آزادی مشروط. خدمت آزمایشی
tort
ضرر و زیان
tribunal
دیوان دادرسی. مسند قضا
harassment
به ستوه آوری. اذیت و آزار
molest
مزاحم شدن. تجاوز کردن
child molester
کودک آزار
sex offenses
جرایم جنسی
e-crimes
جرایم الکترونیکی
adder
افعی
alga
جلبک
alpine
نوعی پروانه شمال آمریکا
amphibian
دو زیست
arctic
قطب شمال North Pole
antarctica
قطب جنوب South Pole
antibody
پادتن
assimilation
جذب غذا بعد از هضم
backbone
ستون فقرات
bloom
شکوفه دادن
botany
گیاه شناسی
breed
تولید مثل کردن. زاییدن
carnivore
گوشتخوار
cellular
سلولی
chromosome
کروموزوم
blood circulation
گردش خون
deciduous
گیاهی که در زمستان برگهایش میریزد
dinosaur
دایناسور
dormancy
رکود. غیر فعال
ecology
بوم شناسی
enzyme
آنزیم
eradicate
از بین رفتن
evolution
تکامل
gene
ژن
genesis
پیدایش
generate
تولید کردن
genetics
ژنتیک
habitat
سکونتگاه
hatch
بیرون آمدن از تخم
vegetarian
انسان گیاهخوار
herbivore
حیوان گیاهخوار
inhabit
ساکن شدن
mammal
پستاندار
mature
بالغ
marsupial
پستاندار کیسه دار
metamorphosis
دگردیسی
mutualism
همزیستی
omnivorous
همه چیز خوار
organism
ترکیب موجود زنده
ornithology
پرنده شناسی
photosynthesis
فتوسنتز
physiology
فیزیولوژی
protein
پروتئین
seed
بذر
swamp
باتلاق
molecule
مولکول
atom
اتم
taxonomy
علم طبقه بندی
genus
طبقه. جنس
phylum
اجداد. قبیله
respire
ریکاور شدن. بهوش آمدن
inhale
دم
exhale
بازدم
nitrogen
نیتروژن
fat
چربی
carbohydrate
کربوهیدرات
bud
جوانه. غنچه
fungus
قارچ
conjugation
پیوستگی. ترکیب
leaven
خمیر مایه
fermentation
تخمیر
spore
هاگ
microbe
میکروب
yeast
مخمر
tremor
لرزش خفیف temblor
cyclone
طوفان موسمی
thunderstorm
طوفان همراه با صاعقه و باد شدید
monsoon
بادهای موسمی
tsunami
سونامی
snowstorm
بوران
blizzard
کولاک
thunder
رعد زدن
boom
صدای غرش
earthquake
زلزله
flood
سیل
drought
خشکسالی
famine
قحطی
bacteria
باکتری