Level 2 Level 4
Level 3

The Color of Fashion


90 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
Fashion
مد
Trend
تمایل
Assume
فرض کردن
Owner
مالک
Luxury
لوکس ، عیاشی
Fashionable
شیک ، خوش سلیقه
individual
فرد ، شخص
Whether
چه
Partly
نسبتا ، تا یک اندازه
influenced
تحت تاثیر قرار گرفتن
Association
انجمن
Sole
تنها
responsibility
مسولیت
Global
جهانی ، کلی
Contributor
شرکت کننده
Influential
دارای نفوذ و قدرت
Affect
اثر ، تاثیر گذاشتن
Involve
شامل بودن
Stylist
متخصص مد
Invaluable
گرانبها
understanding
فهم ، درک ، فهمیده
Collecting
جمع اوری کردن ، گرد اوردن
Inform
اگاه کردن ، گفتن
Participating
شرکت کننده (adj)
Consider
توجه کردن به
Aspect
جنبه ، صورت
Surveying
نظرسنجی
Compile
گرد اوردن ، تالیف کردن
Textile
نخ ، پارچه ، الیاف
Fabric
نخ ، پارچه ، الیاف
Feature
چیز مهم و برجسته
Attend
حظور یافتن ، شرکت کردن در
Convention
گردهمایی
Direction
جهت ، سو
Upcoming
در اینده ی نزدیک
However
بهرحال ، هرچند ، اگر چه
Conclusion
نتیجه ، پایان
Declared
اعلام کردن ، گفتن
Purple
ارغوانی ، بنفش
Contrast
مقایسه برای بیان تفاوت ها ، تضاد
Competitor
رقیب ، حریف
Tangerine
نارنجی/زرد پر رنگ
Strength
استحکام ، نیرو ، توانایی
Cheer
خوشی ، هلهله کردن
Optimistic
خوش بینانه ، خوش بین ، مثبت
Element
اصل ، اساس ، عنصر
Encouragement
تشویق ، دلگرمی
Executive
هیئت رئیسه ، اجرایی
Courage
شجاعت
Forecast
پیش بینی کردن
Intuition
بصیرت ، بینش
Consumer
مصرف کننده
Purchase
خرید ، خرید کردن
Stick
چوب ، عصا,چسباندن
Survey
مطالعه ، بررسی
Claim
ادعا کردن
Retailer
خرده فروش ، خرده فروشی
Error
اشتباه
Factor
عامل
Promotion
ترفیق ، ترقی ، پیشرفت
Decision
تصمیم ، عظم
Regard
توجه ، رعایت
Abundance
وفور ، فراوانی
Certain
معین ، مقرر
Catwalk
راه رفتن مدل ها فشن روی سکو
In advance
پیشرفت ، جلو رفتن
distribute
توزیع کرن
Instinct
غریزه ، هوش طبیعی جانور
insight
بینش ، بصیرت
Indecision
تردید ، دودلی
Trade
حرفه ، تجارت ، شغل
gather
گرد اوری کرن
Doubting
شک ، تردید
Pessimistic
بد بین
remind
(یاد اوری (کردن
Anticipate
پیش بینی کردن ، انتظار داشتن
Rare
کمیاب
Disease
ناخوشی ، مرض
Display
نمایش دادن
Assessing
تعیین کردن
Trustworthy
قابل اعتماد
essay
مقاله
Court
دادگاه
Announc
اعلان کردن ، خبر دادن
Verdict
حکم ، رای ، قضاوت
Jury
هیئت منصفه
trial
محاکمه ، دادرسی
Defendant
مدافع
Guilty
مقصر ، گناهکار
contradict
تناقض ، رد کردن